سحرناز عزیز سلام
من توی تاپیک قبلیت دیروز یه پست بلند بالا نوشتم ولی متاسفانه به علت محدودیت پست نتونستم ارسالش کنم.برات نوشته بودمد که به اون لینکی که بچه ها برات گذاشتن عمل کنی چون جواب میده.حالا که تاپیک جدید باز کردی خدا رو شکر یه فرصت کوچیک پیش اومده.میخوام بگم من تا مرز طلاق رفتم و الان انگار اوضاع کمی داره عوض میشه.خب با توجه به مراحلی که گذروندم یه پیشنهادای دارم انشالا که به کارت بیاد.
ببین عزیزم من میگم شما با توجه به پستات تو زندگی همه تلاشتو کردی یه خانم عالی بودی نمیگم اشتباهات بلکه میگم بی تجربگی هایی کردی که همه میکنن مثل من مامانت بابات دوستان دیگه حتی اونایی که الان خودت به عنوان باتجربه قبولشون داری. ولی میدونی چیه شاید باید تلاشات یه مدل دیگه می بود تا در مقابل شوهرت جواب بده.من فکر میکنم از خودت شروع کن.به خاطر خودت و نه شوهر شروع به کار روی خودت بکن.اصلا این زمان تا عیدو فراموش کن.تو باید به خاطر خودت تغییر کنی وگرنه هیچوقت تغییراتت پایدار نمیمونه.میتونی با کمک یه مشاور خوب نقاط ضعفتو شناسایی کنی و روشون کار کنی بعدم فوکوس کنی رو شخصیت همسرت و انتظاراتش.می دونم تو قوی و باهوشی به اومدن یا نیومدن همسرت فکر نکن به خودت فکر کن وقتی قوی و متکی به خود بشی اون خودش میاد دنبالت چون عاشق شخصیتت میشه.امیدوارم موفق باشی
منتظر اقداماتت هستم .من روهم دعا کن تا بتونم از پس خودم بربیام.
بزرگترین دوست هرکسی خودشه بزرگترین دشمنشم خودشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)