سایه جون سلام.
منم اول اومدم تو تالار تنها بودم.....یه دوست پسر عتیقه داشتم.....شرایطم از لحاظ درسی مثل تو...یه زمانی دقیقا مامانم همین برنامه هارو سرم درمیاورد.....می دونی وقتی کسی ادم سرزنش میکنه دو حالت داره:1.یا می جنگی و ثابت میکنی 2.یا برای اینکه درونت به تناقض نرسی میشی شبیه اون ادمی که اونا ازت میسازن؛میشی شبیه سرکوفت های مادرت......
من این دوران حدودا 4 سال پیش پشت سر گذاشتم....اثارش هنوز هست اما ساز و کارش و احساسات و واکنشم در مقابل حرف ها و رفتارهای بقیه خوب شناختم....تونستم تغییرشون بدم...یه طور که فکر میکنند اسمون باز شده من افتادم پایین!!!!!
اولین کهری که می کنی دقت کن ببین اون اول ها فکر میکردی مامانم من نمیشناسه و اشتباه میکنه اما این اواخر به خودت نگاه میکنی شبیه حرف هاش و سرکوفت هاش نشدی؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)