سلام عزیزم همینطور که دوستمون گفت حتما با شوهرت برو.
تا زمانی که تسویه نکردی هیچ برگه ای رو امضا نکن.
اما کلا عزیزم ترس رو بریز دور.من شرایط مثل تو داشتم.میدونم چه عذابی میکشی.میدونم گفتن اینکه باش فلان رفتارو بکن چقد آسونه و انجام دادنش چقد سخت.
منم همیشم میترسیدم میگفتم اگه مجبور شم بیام بیرون به خونوادم چی بگم؟بخدا اولین و بزرگترین مشکلم همین بود.
اما بعدش ترسم رو گذاشتم کنار.سرکار که رفتم اصلا به خونوادم هیچی نگفتم و بهونه اوردم که با دوستم پروژه موقت دارم.که اگه اومدم بیرون غر نزنن و بگم پروژه تموم شده.ببین اونجا با یک عالمه پسر سروکار داشتم.از هر قشرو مدلی.یعنی جرئت نداشتن جیک بزنن.
یک عالمه هم احترام منو داشتن.خیلی خیلی جدی بودم.نه چک سفته ای دادم که بابت اون بترسم نه برا خودم محدودیت خونواده گذاشتم.با خودم گفتم بهم چپ نگاه کنن همچی میزنم تو دهنشون و میام بیرون.
تو هم برای خونواده یه دلیلی جور کن.مثلا کارم سنگین بود شوهرم گفت نرو.یا خیلی استرس داشت کارش.
کار بعدیم بگو موقتا تو شرکت دوستم میرم کمکش.
عزیزم اگه شد یه کار جانبی برا خودت دست و پا کن.حتی شده تایپ.یا اگه با شوهرت سرمایه ای دارین ببین میتونی کاری راه بندازین واسه خودتون؟
رشتت چیه؟کارت اینجا چیه؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)