عزیزم خیلی متاسف شدم . شرایط خیلی سختیه . و احساس مسئولیت شما قابل تقدیره . ولی اگه بتونی با مادرت صحبت کنی خوبه . از جیغ و دادش نترس . شاید صحبتهای شما درش تاثیر کنه . نسبت به اینده خواهر برادرت هشدار بده . اونجور که اینجا هم نوشتی . شاید مادرت داره از سر لجبازی با پدرت و هم از سر ناچاری این کار رو میکنه . تنهاش نگذار و سعی خودت رو بکن . با هاش همدردی بکن . بگو میدونم که روز خوش ندیدی و زندگیت خراب شده ولی الان زندگی دختر و پسر نوجوانش هم داره خراب میشه . مادرها نسبت به اینده بچه هاشون حساسن . شاید بیدار بشه . نسبت به بیکاری و بی پولیش هم باید راهی رو پیدا کنید . بهتره با پدرت هم صحبت کنی و ازش کمک بخواهی . بهش بگو نمیتونی نسبت به زندگی بچه هات بی مسئولیت باشی چون زندگیشون داره خراب میشه . عزیزم مواظب زندگی خودت هم باش . اگر همسرت مرد فهیمیه از ایشون هم کمک بخواه . و نگذار این اتفاقات باعث بشه از هم دور بشید .برات ارزوی موفقیت و خوشبختی میکنم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)