دوست من سلام
شمارو درک میکنم، داشتم به این فکر میکردم که اگر خودم جای شما بودم چه واکنشی نشون میدادم، فقط میتونم بگم حق رو به شما میدم، از طرفی این مسئله خیلی مهمی هستش و سرنوشت و زندگی شما در قالب همین جریانات بوده و باید شمارو از این جریان با خبر میکردن، گاهی اوقات کوتاهی یا غفلت یا...
البته این به نوع رفتار و شخصیت شما در خانواده هم میتونه ربط داشته باشه، اینکه آدم خود رای هستین؟ یا اینکه تا چه حد حرف خانواده در شما تاثیر داره؟ یا اصلا از خانواده حرف شنوی دارین یا خیر؟ و نوع رابطه شما با خانواده گرم بوده یا نه؟ و...!!!
ولی در هرصورت چیزی بوده که باید از نزدیکان خودتون متوجه میشدی
به شما حق میدم که ناراحت باشید، درسته که این مسئله مهمی هستش ولی به نظر من ناراحتی وهمدردی کردن در مورد چیزی که ارزش شمارو داشته باشه کاملا به جاست ولی برای این موضوعی که واقعا ارزش درونی و احساسات پاک شمارو نداره شش سال زمان زیادیه!!!
با گفته ali-guilan و کامران عزیز موافقم، کارهایی رو که گفتن میتونه خیلی به شما کمک کنه که سریعتر به خود واقعیتون برگردین![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)