سلام.
حرفهای دوستان خوب بود.
ولی من میخوام یه چیز دیگه هم بهت بگم.
میدونی..پدر و مادرا وقتای خوشیشون تنهان و فقط خودشون از خوشیهاشون خبر دارن. وقتای عصبانیت و تنشهاشون همه خبر دارن. خوشیهاشون با هم واسه خودشونه. غر زدن ها و شکایتهاشون از هم جلوی ما بچه ها.
اونا اگه از هم اونقدر که تو میگی تنفر داشتن، تا این سن با هم اداامه نمیدادن. مطمئن باش اونا هم ته دلشون همدیگه رو دوست دارن. ولی بالاخره فشار یک عمر زندگی اونقدر خستشون کرده که هی به هم گیر میدن. ولی ته تهش نسبت به هم وجدان و یه مهر مخفی رو دارن.
تا حالا شده مثلا همین بابا و مامانی که اینقدر با هم تنش دارن یه روز یکیشون مریض بشه؟ اون یکی بی تفاوت نخواهد بود. مطمئن باش.
سعی کن روی مشکلاتشون تمرکز نگیری. به جاش به اون رفتارهای گه گاه و حتی معدود بینشون که میتونه بیانگر مهر و محبتشون به هم باشه توجه کن.
از طرفی به هیچ .
وجه درست رو رها نکن. تحصیل رو حتما ادامه بده.
برای پوستت تخصص خاصی ندارم. اما دیدم ژل گیاه آلوئه ورا برای جوش خیلی خوب جواب میده. از یه گلخونه هم میتونی یه گلدون آلوئه ورا بخری و نگه داری و مظواظبت کنی و حتی پرورشش بدی و تکثیرش کنی. هر روز هم با قیچی چند سانت از برگش رو بچینی و ژل داخل برگهاشو روی صورتت بذاری. و بعد ده دقیقه بشوری.
از طرفی از مواد غذایی که صاف کننده کبد هستند بیشتر استفاده کن. مثلا آب انار. یا زرشک و آب زرشک.








علاقه مندی ها (Bookmarks)