دوست عزیزم امیدوارم بتونی بهترین تصمیم رو بگیری ..
اما ایکاش وقتی این آقا وارد زندگیت شد و دیدی انقدر بهت علاقه داره همه نشونه های رابطه قبلیت رو از بین میبردی ..
اونجوری لزومی هم نداشت که براش از گذشته ات بگی ..
یکی از دوستان منم قبل از ازدواجش رفت پیش مشاور .. مشاور تاکید زیادی کرد که لزومی نداره از رابطه قبلیت به همسرت بگی .. در صورتیکه برای خودت اون رابطه تموم شده باشه ..
هرکسی تو گذشته اش اتفاقاتی داشته .. برای شروع یک زندگی جدید لزومی به شخم زدن گذشته نیست ..
دوست خوبم کتاب " نیمه دیگرم " از انتشارات جامعه الزهرا را بخر و بخون .. سه جلده .. خیلی خوب نوشته برای اشنایی با خواستگار ..
راستی مشاور که رفتی چرا بهش نگفتی این آقا چک میکنه گوشیت رو ؟ چرا نگفتی گریه میکنه یا نمایش قلب درد بازی میکنه ؟
هیچ چیزی رو از مشاور پنهون نکن .. اونا هیچ وقت بهت نمیگن فلانی به دردت نمیخوره .. ممکنه بعضی رفتارها رو بهت به عنوان زنگ خطر اعلام کنن تا با دید بازتر تصمیم بگیری .. پس به خاطر اضطراب از بهم خوردن رابطت هیچ چیز رو از مشاور پنهون نکن عزیزم ..
یه سوال دیگه .. تو اینهمه رفت و آمدی که داری چرا اصلا هیچ سوالی از هم نمیپرسید ؟؟ چرا خیلی رسمی و عاقلانه مثل یک خواستگار باهاش برخورد نمیکنی ؟
وقتی رسمی میان خواستگاری دختر و پسر میرن تو اتاق و شروع میکنن سوال پرسیدن از همدیگه و از معیارها و ارزشها و کلی حرف دیگه .. سریع نمیشینن ابراز احساس کنن .. شما هم مدام این حس رو داشته باش که این آقا اومده خواستگاریت .. سوالهای مربوط به خواستگاری رو مدام ازش بپرس ..
از این لحظه ها برای شناخت این اقا استفاده کن ... مقالات مربوط به سوالهای خواستگاری سرچ کن و بخون![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)