سلام آنيتا جان
اولا كه استفاده از لغت بچه ننه براى يك مرد اصلا قشنگ نيست و به نظرم خيلى لغت پيش پا افتاده و زشتيه، حواست باشه كه اين لغت رو يه وقت مقابل ايشون استفاده نكنى
در مورد اين كه ايشون چقدر به مادرشون وابستگى دارند، خودت ميتونى متوجه بشى، مثلا اين كه بدون اجازه مادرش كارى نمى كنه، شمارو با مادرش مقايسه مى كنه، مادرش از تمام تصميمات و به اصطلاح رازهاش باخبره، از مادرش كمك و حمايت (معنوى، مادى، عاطفى) مى گيره، همه جا همراه مادرش ميره و خيلى چيزهاى ديگه
فراموش نكن كه ممكنه اين آقا به خاطر شرايط زندگى، كفالت مادرشو به عهده گرفته باشه، و نسبت به مادرش احساس مسيوليت كنه، كه خب اين مساله با وابستگى به مادر خيلى فرق داره
شما ميتونى مستقيم با خودش هم در اين مورد صحبت كنى
بگيد كه استقلال و زندگى مستقل زناشويى تا چه حد براتون اهميت داره، و مطمين شيد كه تصميمات ايشون تا چه اندازه به تصميماتى كه مادرش ميگيره وابسته هست، با مادرشون سر صحبت رو باز كنيد و بيشتر بشناسيدش كه آيا شخص كنترل گرى هست يا نه، ايشون چون پدر هم ندارن (راستى تحقيق كردين كه پدرشون كجاست؟) ممكنه بخشى از مسيوليت زندگى مادرشون رو به عنوان يه مرد متحمل شده باشن كه اين رابطه خيلى متفاوته و به نظرم نشان از مردانگى و مسيوليت پذيرى بالاى ايشون هست تا وابستگى! مخصوصا كه براى مادرشون خونه جدا تهيه كردند و .... به هرحال بايد با خودشون دو مورد استقلال فكرى و عملى صحبت كنيد، و اين كه حواستون به زنگ خطرها هم باشه، ايشالا بهترين تصميم رو بگيرى








علاقه مندی ها (Bookmarks)