به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 18 نخستنخست ... 23456789101112131415161718 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 177
  1. #101
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 شهریور 95 [ 04:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-19
    نوشته ها
    466
    امتیاز
    9,840
    سطح
    66
    Points: 9,840, Level: 66
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 210
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    880

    تشکرشده 885 در 224 پست

    Rep Power
    64
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلی خانم نمیخوام حرفام برات جنبه موعظه پیدا کنه ولی چون خودمم شرایط کنونی شما رو قبلا تجربه کردم بت میگم .لطف کن و دیگه پیش این مشاورای خانواده و درپیتی سازمان بهزیستی نرو .!اونا فقط جون آدمو تا ذره آخر میگیرن البته انشالا که منو میبخشن و هدفشون اینه که فقط خانواده ها از هم نپاشن که آمار طلاق بیاد پایین مخصوصا اگه کسی بچه داشته باشه.هنرشون فقط سرپوش گذاشتن روی واقعیات و آشتی های زودگذره من چوبشونو زیاد خوردم..باشرایطی که شما الان داری نیاز به یه روانپزشک مجرب داری .اینا که میگی علایم افسردگیه البته من روانشناس نیستم ولی این علایمو خودمم داشتم.حتما برو خانمی. نه رفتنش نشانه بیماری روانیه و نه نرفتنش نشان قدرت.به شوهرت کاری نداشته باش ااول خودتو به آرامش برسون بچت نیاز داره به یه مادر شاد که الان ازش محرومه .هر چی بت گفت گوش کن تا درمان شی.بعد از درمان میتونی در مورد ادامه زندگیت تصمیم بگیری.من کاملا درکت میکنم خانمی وقتی مردی به زنش میگه :من که بیدارت نمیکنم کاملا مشخصه که خودخواهه و از رفتار انسانی خیلی دور شده.یا اصلا یاد نگرفته که با یه زن چجور باید رفتار کنه.این مردا اعتماد به نفسو تو زناشون میکشن و کاش خودشون میدونستند چه تیشه ای به آینده زندگیشون میزنن.ولی شما الان اصلا به رفتار اون و طلاق و این حرفا فکر نکن.حتما اینکارو که بت میگم بکن و نتیجه رو بم بگو .شجاع باش عزیزم زندگی همینه.همیشه بر وفق مراد نیست .
    [size=medium]بهترین راه برای پیش بینی آینده خلق آنست.[/size][size=large][/size]

  2. #102
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر عزیز، تنها حرفی که می تونم بهت بزنم اینه،

    بلند شو بایست، دست خودتو بگیر، دست خودتو بگیر و از روی زمین بلند شو، روحتو تقویت کن، فکرتو منظم کن، خودتو خوشحال کن..
    عزیزم، من تازه متوجه شدم، نباید روی هیچ کس جز خدا و خودم حساب کنم، حتی برای یک لبخند کوچک!
    پاشو دیگه، اطراف ما انسانهای زیادی هستن، شاید دلیل تمام شکست هامون اونها باشن، پس بهتره سعی کنیم که دلیل موفقیتمون خودمون باشیم...

    دیشب یه کارتون می دیدم، یه جمله خیلی جالب توش بود، البته از زبون یه کبوتر، می گفت هرجا که اراده هست، راهی هم هست.
    یه جمله هم یکی از استادام گفت: اگر آرزوهای بزرگ نداشته باشید، قربانی آرزوهای دیگران می شوید.
    یه جمله دیگه هم تازگی ها شنیدم اما فکر کنم اونم توی تلوزیون بود: اگر برای خود برنامه ریزی نکنید دیگران برای شما برنامه ریزی خواهند کرد.

    البته شاید انقدر از این جمله ها شنیده باشی که دیگه خسته شده باشی، اما واقعیت همینه عزیزم، اگه بخوای به همین رویه ادامه بدی، هیچ فکر کردی ده سال آینده چه حالی خواهی داشت؟؟؟؟

    گلپر عزیز، بلند شو و محکم بایست

  3. #103
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 88 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-2-23
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    5,286
    سطح
    46
    Points: 5,286, Level: 46
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 211 در 131 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    مرسی ممنون دوستهای خوبم
    f-z عزیز من یه مدت اونقدر محکم بودم که حتی همین مشاوری که بهت گفتم ازم خواست باهاش تو جلسه هایی که به صورت گروهی می ذارن شرکت کنم و به بقیه هم کمک کنم.اونقدر محکم بودم که فکر می کردم هیچ مانعی نمی تونه منو از رسیدن به هدفهام دور کنه!
    آره درست می گی تو خودم هم می دونم این چیزهایی که گفتم نشونه افسردگیه.دو سه سال پیش هم به هیمن شرایط رسیده بودم.فرق الانم با اون وقت اینه که اونوقت نمی دونستم ولی الان می دونم.فکر کنم همه مردها خودخواهن!اونقدر خودخواه که حتی اشتباهات خودشون رو قبول نمی کنن!
    اونقدر خودخواه که فقط می خوان خطاهای دیگران رو ببینن و بهشون بگن ولی خودشون ...!
    دیشب شوهرم بهم گفت تو درک نمی کنی!طرف مقابل رو درک نمی کنی!گفتم درست می گی تو!من درک نمی کنم!بعد بهش گفتم تو چی؟تو درک می کنی؟!گفت آره !تا اونجایی که خودم می دونم شرایط طرف مقابلم رو خیلی خوب درک می کنم!گفتم احساساتش رو درک می کنی؟!مطمئنی؟!
    با خودخواهی تمام گفت آره ....!
    عزیزم سعی می کنم به توصیه هات عمل کنم.ممنون از توجهت
    شاد عزیزم.
    اینقدر دلم می خواد همه چی درست بشه.می خوام همونجور که تو گفتی بایستم!اما اونقدر خسته ام که باورت نمی شه!
    چند روز هست به این فکر می کنم اگه الان باید بچه دار بشم چقدر وحشتناک بود!احساس شادابی ندارم!مثل یه آدم 40 یا 50 ساله رفتار می کنم!
    دلم می خواد بزنم زیر همه چیز!همه اون چیزهایی که تا حالا محدودم کردن!
    دلم می خواد اون چیزهایی که همیشه می خواستم ولی به خاطر دیگران نداشتم رو داشته باشم!حتی اگه شده چیزهای کوچیک!
    یادم نمیاد جوونی کرده باشم!همیشه خانم متشخص و با کمالاتی بودم که دیگه نمی خوام باشم!الان می خوام مثل همه جوونها باشم!بدون ترس و هراس از شوهرم و مردم!هنوز خیلی از دوستهام ازدواج نکردن ولی من باید بشینم کنار دست بچه ام که مشق بنویسه!دیگه حوصله ندارم!مگه لباس خوب پوشیدن اون چیزهایی که دوست داری رو داشتن و ...ایرادی داره!؟می خوام اصلا فکر کنم هنوز محدود به یه سری قوانین مسخره شوهرم نیستم!نرو ...نیا...بپوش...نگو...بشین....نخن د....حرف نزن....بگو....برو...دست نزن....بردار....ببر....ساکت باش....خاموش کن....روشن کن....و.....
    کاش می شد!کاش می تونستم!!!!کاش می شد از اول شروع کرد!کاش همه چی برمی گشت به عقب!کاش زندگی هم یه دکمه undo داشت تا هر موقع می فهمیدی راه رو اشتباه اومدی سریع بر می گشتی و از اول شروع می کردی!
    به حرفهات سعی می کنم عمل کنم!
    باز هم از اینکه به حرفهام گوش می دین ممنونم.

  4. #104
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 آبان 88 [ 13:08]
    تاریخ عضویت
    1387-7-06
    نوشته ها
    251
    امتیاز
    4,767
    سطح
    44
    Points: 4,767, Level: 44
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 10 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر عزیزم فقط میتونم برات دعا کنم خواهر خوبم اصلا قدرت فکر کردن ندارم آجی من نمیدونم اگه این جماعته زن نبود این همه دردو رنجو کی میتونست تحمل کنه آیا واقعا بهشت زیر پای مادران است ؟! به خدا توکل کن عزیزم بالاخره شبه ما هم سحر میشه
    کسی رو که دوست داری چند وقت یکبار بهش یادآوری کن تا فراموش نکنه که قلبی براش میتپه.

    هر وقت تو نیمه تاریکی از زندگیت قرار گرفتی به این فکر کن شاید خدا میخاد غافلگیرتون کنه.

  5. #105
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر عزيز
    اگه ميشه ، از برخوردهاتون با اين همسر نق نقو هم بنويس. مثلا وقتي نق ميزنه شما چيکار مي کني؟
    شده شما هم بدون دليل بهونه گيري کني؟ بهرحال رفتاراي اونو خيلي خوب ترسيم کردي راجع به عکس العملاي خودتون هم بنويس.
    شما نوشتي "کاش می شد!کاش می تونستم!!!!کاش می شد از اول شروع کرد!کاش همه چی برمی گشت به عقب!کاش زندگی هم یه دکمه undo داشت تا هر موقع می فهمیدی راه رو اشتباه اومدی سریع بر می گشتی و از اول شروع می کردی!" کدوم راه منظورتونه ؟ اينکه با يه همچين شوهري داريد زندگي مي کنيد؟ با نظر F-Z موافقم که زندگي همينه ديگه با يه کم بالا وپائين.
    اصلا اينم جزئي از زندگي هستش . همينطور که آدم چند روزي حالش خوبه ، بعد مريض ميشه ، سرحاله ، دلش ميگيره و....

  6. #106
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 88 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-2-23
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    5,286
    سطح
    46
    Points: 5,286, Level: 46
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 211 در 131 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    خیلی ممنونم دوستان
    نفس عزیز ممنونم ازت.واقعا محتاج دهای تو و بقیه هستم.
    babyعزیز
    در مورد رفتارهای خودم در مقابل نق زدن های شوهرم فکر کرنم قبلا هم توی یکی از پستها گفتم.ولی چشم سعی یم کنم خلاصه تکرار کنم.
    وقتی به یه چیزی نق می زنه بستگی داره توی چه شرایطی باشم عکس العمل فرق می کنه.
    گاهی وقتها می خندم و با شوخی ازش می گذرم.یا مثلا سکوت می کنم و بهش نگاه می کنم.یا بهش می گم امروز حوصله این حرفها رو ندارم.یا دیگه اگه نتونم جلو خودم رو بگیرم باهاش بحثم می شه.
    در مورد اینکه بی دلیل بهش نق بزنم فکر نمی کنم یعنی با قاطعیت می گم نه!در کل آدم آرومی هستم با همه چیز می سازم.شاید فکر کنین دارم اغراق می کنم ولی همه کسایی که می شناسن منو همین رو می گن .فوق العاده منعطفم و تا به قول معروف کارد به استخوانم نرسه چیزی نمی گم.فکر کنم الان دیگه کارد از استخوان هم گذشته!!!
    دیروز و پریروز نشستم فکر کردم .دیگه نمی خوام بذارم حرفهاش روم تاثیر بذاره.مشکل من اینه که همه بجز خودم مهم هستن.به خاطر همه زندگی می کنم بدون اینکه خودم مهم باشم .دلم می خواد به خاطر خودم به خاطر آرزوها و علایق و خواسته های خودم زندگی کنم.درست یا غلطش رو نمی دونم ولی می دونم بخوام به همین روش ادامه بدم هیچ فایده ای نداره.آخرش یه جایی می شکنه.
    در مورد راهی که اشتباه اومدم آره اول اولش همین ازدواجم هست که هم زود بوده هم با آدمی بوده که شاید مناسب نبوده و بعد هم تکرار اشتباهات.گذشتهای بی مورد.نمی دونم رفتارهای اشتباهی که نتیجه اش این شده که الان باید اعصابم داغون باشه .
    دیروز بهتر بودم.یه کم بیشتر از روزهای قبل به خودم توجه کردم.شاید خنده دار باشه ولی بعد از نمی دونم چه مدت دیگه زمانش دستم نیست رفتم آرایشگاه!!!!با اینکه اصلا حوصله شو نداشتم .بر خلاف میل شوهرم که آرایش کردن رو دوست نداره توی خونه یه کم به خودم رسیدم.لباسی رو که دوست داشتم پوشیدم .به خاطر دل خودم و به خاطر خودم بدون این که کار خاصی داشته باشم با یکی از دوستهام تلفنی حرف زدم .عصر روحیه ام بهتر از روزهای قبل بود.به همین راحتی!
    امروز هم می خوام برم بیرون بجای اینکه بشینم توی خونه و هی غصه بخورم.
    شاید الان نتونم درست تصمیم بگیرم که کدوم کار خوبه و کدوم خیلی درست نیست ولی هر چی باشه از این حالت بهتره.وقتی می دونم این رفتارهام باعث خراب شدن زندگیم می شه پس باید به هر روشی شده جلوشو بگیرم.
    ممنونم دوستهای خوبم.متشکر از راهنمایی و توجهتون
    واسم دعا کنین.الان واقعا به دعای شما نیاز دارم

  7. #107
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر عزیزم کتابی رو که بهت معرفی کردم خوندی؟
    نمیدونم شرایطشو داری که بری کلاس ورزش یا نه؟ اگه میتونی حتما" این کار رو بکن مطمئنم خیلی بهت کمک میکنه
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  8. #108
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 88 [ 11:11]
    تاریخ عضویت
    1387-2-23
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    5,286
    سطح
    46
    Points: 5,286, Level: 46
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 211 در 131 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    هنوز نه الینا جون
    مرسی خانمی از توصیه ات
    خودم هم به فکرش هستم ولی می دونی این یه مورد رو هم شوهرم باهاش مخالفه!
    ولی گفتم که اگه قرار باشه به حرفهای اون باشم معلوم نیست چی بشهاگه بتونم حتما می رم
    ممنونم عزیزم

  9. #109
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر عزیز بهترین کار رو می کنی، نتیجه چند سال فراموش کردن خودت رو داری الان می بینی، سعی کن چند سال آینده نتیجه پیدا کردن خودت رو به بهترین شکل ببینی، فقط خسته نشو و به راهت ادامه بده..
    با الینا هم موافقم اگه سراغ ورزش بری بهتر نتیجه می گیری، البته اگه خودت علاقمندی..
    موفق باشی عزیزم

  10. #110
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: با این شوهر نق نقو چیکار کنم؟خسته شدم!!!

    گلپر جان می تونم دو تا سوال بپرسم ؟ لطفا کامل و روراست جوابشو بده .
    شوهرتو دوست داری ؟ به غیر از اینرفتارهای بد ؛ دچه خصوصیات مثبت دیگه ای همسرت داره؟ روابط زناشویی دارید؟؟؟
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...


 
صفحه 11 از 18 نخستنخست ... 23456789101112131415161718 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.