من فقط میتونم بگم خوش به حال اون دختری که شما دوسش داری
من که واقعن میخوام یه جورایی فرار کنم از این کشور
تا بره همیشه یادم بره به پسری که ذره ای دوستم نداشت و فقط مسخرم کرده بود اظهار علاقه کردم
میخوام سرم یه جایی بخوره حافظه ام رو از دست بدم
این روزها در خال خوردن آسنترا - هالوپریدول و تری فلوئو پزارین هستم
دیگه اون نفیسه ی قدیمی نیستم
حوصله ی باز کردن یه مقاله یا یه نرم افزار مهندسی رو هم ندارم
در خالی که اون آقا مقاله اش توی کنفرانس اول شده
همه اون رو یه آدم درسخون و تلاشگر میشناسن
منم تا قبل دوستی باهاش همین فکر رو میکردم
ولی بعد اون بود که فهمیدم چقدر بدون هیچ تعهدی به دخترها ابراز علاقه میکنه
دیگران را ببخش... نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند... بلکه بخاطر اینکه تو سزاوار آرامشی...
ویرایش توسط nafiseh joon2 : شنبه 06 دی 93 در ساعت 02:30
علاقه مندی ها (Bookmarks)