سلام به شما
دوستم معرفی کردند من کار هنری انجام میدم واسه انجام کار با هم آشنا شدیم از روز اول انگار ده سال بودمیشناختمش.
من این حس را داشتم بعد از پایان کار به من گفتند مثل اینکه ده ساله میشناسمت.دقیقا من در طول روز به این موضوع فکرمیکردم و اولین باربود تااین اندازه و یکدفعه حس نزدیکی به کسی داشتم.
خانواده های ما اطلاع دارند اماخواستگاری رسمی انجام نشده میخواهیم مقداری از برنامه ریزی ها را جلو ببریم سپس موضوع را رسمی کنیم
از روز اول همدیگر را دوست داشتیم حس دوطرفه شکل گرفت.خیلی هوای من را دارد و دلسوزم هست ویک جاهایی باید بعنوان مرد خودش را نشان میداد و به من نشان داد.از جایی وقتی کنارش هستم حس امنیت دارم ولی همیشه توی نظرمه اگر دعوا کنیم ممکنه دست روی من یلند کنه
دوست داشتن وپاک بودن وهمطراز بودن طرفم از لحاظ خانوادگی وروحیات واخلاقیات وظاهروهم طیقه بودن از نظر مالی معیارای من است
شخصیتا مهربون وحساسم ومغرورم زود ناراحت میشم روی عصبانی شدن یه کم کار کردم بهترشدم
دوست دارم با همسرم رشد کنم رشد فکری اجتماعی روحی مالی شغلی از همه نظر با هم باشیم و همدیگر را ساپورت کنیم بخصوص ساپورت روحی
دوسه برخورد از اون دیدم دوسه مورد دعوا داشتیم و اون نه کاملا ولی برخوردفیزیکی نصفه نیمه (من اسمش را میگذارم )،انجام داد
دارم میبینم همیشه از حال و روحیاتش ساعت کار و همه چیزخبردارم میدونم دلش فقط با من هست.اعتقادات مذهبی هر دو در حد نرمال هستیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)