به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان عزیزم متشکرم برای مشکلم از وقتتون میذارید
    فکرکنم بایدحضوری با مشاور صحبت کنم
    متاسفانه در خانه ای رشد کردم با این حال که پدر مادرم تحصیلکرده و شاغل بودند جایگاه خوبی در اجتماع دارند ولی پدرم حیلی وقت ها مادرم و من را کتک میزدو مادرم سکوت میکرد نمیخوام سندروم بازگشت به خانه پدری داشته باشم نمیخوام چنین مدل مردایی را جذب کنم.

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ammin نمایش پست ها
    اگه بخام خیلی رک وپوست کنده جواب سوالت روبدم.بله درآینده هم اون رفتار ازش سرخواهد زد.هر رفتاری که قبل ازازدواج وزیریک سقف رفتن دیدی،اونرو ضربدر۱۰برای بعدازدواج کن.این یک نکته مهم وتجربه شده هست(میتونیدهر دو نفرهم حضورابه مشاوره بریدتاموضوع مشخص تربشه که آیاقابل ترک هست یاریشه های روانی داره)امافعلابه خودش نگو که ازاین مسأله نگران هستی ..

    .منظورمن ازقوائد خواستگاری سنتی این نبود که لزومابشینی توی خونه تابرات خواستگاربیاد.منظورم اینه وقتی ازهرطریقی برات خواستگارپیداشد اعم ازطریق واسطه،همکار،همکلاس.همسایه بودن. وقتی با شرایط عمومی که ازش شنیدی مشکلی نداشتی مثل سن،مطلقه یامجردبودن،شهرمحل سکونت،شغل،تحصیلات(ودربعضی موارد خاص که دختروپسر ظاهرهم روازطریق عکسی میبینند که واسطه ها نشون میدن،یا از دورمیبینند)اونوقت اگه تا اینجاجواب منفی نبود،برای مراحل بعدی حتما ازطریق خانواده ها اقدام کنند دلیل این مسأله صرفا مسائل مذهبی یا سنتی نیست


    اتفاقا دلایل روانشناسی واجتماعی بسیارقوی ای پشتش هست،باعث میشه نتایجی که بدست میاری ازایمنی وصحت بیشتری برخورداربشه تا اینکه بخواهی ازکانالهای دیگه آشنایی روادامه بدهی.تجربه هزاران نفرکه مثل شما فکرمیکردنداینو میگه قاعدش هم همانطورکه قبلا گفتم رعایت این ترتیب کلی هست،۱_معرفی وآشنایی اولیه۲_اطلاع خانواده وصحبت حضوری۳_اگربامعیارهات همخوانی داشت عقد ۴_ابرازعلاقه بعدازتعهد‏ ‏ حالانگاه کن شما راه روبرعکس رفتی...خب درمورد شما تا اینجاهرچه که شده شده من بازم ازت میخام اقدام خاصی انجام ندهی یاحضورابه مشاوره ازدواج مراجعه کن،یامدتی مقالات وتایپیکهای مرتبط باموضوع خودت رودراین تالارمطالعه کن تاقدمهای بعدی روباشناخت وآگاهی بیشتری برداری وتصمیمی که میگیری به نسبت ،قابل اطمینان باشه.سعی کن ازابرازاحساس بیشترتازمانی که چیزی رسمی نشده خود داری کنی.چندمقاله به عنوان موضوع مهم دراین لینک هست میتونی اونارومطالعه کنی:



    معیارهای ازدواج


    واین لینکها هم مربوط بخواستگاری وانتخاب که به ترتیب اینجا گذاشتم:

    http://www.hamdardi.net/thread-18989.html

    http://www.hamdardi.net/thread-8331.html

    http://www.hamdardi.net/thread-2407.html


    http://www.hamdardi.net/thread-19071.html

    مقالات را خواندم
    دوست ندارم رابطم خراب بشه یعنی هیچ راهی برای این مورد نیست؟ از نظر احساسی وابسته شدیم و برای آینده بسیار برنامه ریزی کردیم حتی اسم فرزندانمون را انتخاب کردیم
    من از دوست داشتنش دست نمیکشم مگر مجبور بشم یا بدونم زندگی آیندم ممکن است با اون به بن بست بخوره.

  3. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شماهرصحبتی کردید غیر رسمی بوده ،تعهدوقول وقرار رسمی ایی پشتش نبوده،حتی اگه قول وقراررسمی هم بودوشما بعدش دچار تردیدمیشدی این حق روداشتی که به تعویق بندازی وفرصت بیشتری بخواهی.بنابراین باسرنوشت خودت رودربایستی نکن ،عجله نکن. هروقت جلو ضرر روبگیری منفعته.منظورم ازضرر،لزوما جواب منفی دادن نیست.منظورم احساسی رفتارکردن شماست. بهش بگو نیاز دارم مدتی کمتر تماس داشته باشم دیدارهاوتماسهاوپیامکها روبه حداقل برسون.اجازه بده پرده احساسی مقداری ازجلو چشمات کناره بره.وخودت با اطمینان به نتیجه برسی بایدچه حرفای بزنی چه سوالاتی بپرسی چه چیزایی رو زیرنظر وذره بین داشته باشی.ودرنهایت جوابت چی هست.این رو ماتعیین نمیکنیم.این روشخصیت،تجربه ها،ایده آلها.ضعف ها،قوتها،میزان بلوغ اجتماعی،ومیزان بلوغ روانی شما تعیین میکند..من چندتاسوال برای تحریک اطلاعات شما اینجاقرارمیدادم جوابشون رو نمیخوام بهشون فکرکن:۱_شخصیت توچطوره،درونگرایی یابرونگرا،احساسی وعاطفی هستی؟تجارب تلخ وخاطرات تلخ زندگیت چی بوده،میزان رضایتت اززندگی فعلیت چقدره؟چرامیخوای ازدواج کنی،رابطت باسایراعضایی خانواده وپدرومادرت چطوره،جهان بینی واعتقادات چطوره ،به آخرت ایمان داری،تاچه حدی ازمذهب رو در زندگی شخصی خودت پیاده میکنی،وقتی مشکلی برات پیش میادچطورحلش میکنی؟کناره گیری وانزوا یا از دیگران کمک میگیری یاسعی میکنی بهش فکرنکنی،انتظاراتت ازمرد زندگی چیه؟چقدر درتصمیمات زندگیت ثبات داری،نظرت درموردمسائل مختلف زندگی چقدرثبات نسبی داره یابصورت دوره ای دچارتردیدوتغییرمیشی؟چقدرا زقیافه وظاهرخودت رضایت داری؟آیافکرمیکنی فقط این پسر ظاهرتورومیپسنده یادیگران هم میپذیرند...وبسیاری سوالات دیگه_اماچند تا ازسوالاتی که درمورد اون پسرنیازبه جوابشون داری.میزان اعتقاداتش چطوره ،چقدرمیخاد مذهب رودر زندگیش پیاده کنه،شغلش چطوره پیش پدرش کارمیکنه یااستقلال داره اگه پیش پدرش یاتوسط او شغلش ایجاد شده اگه روزی پدرش اوروبیرون کنه ازپس خودش برمیاد؟نسبت احساسش به منطقش چند چنده؟،چطورمسائلش روحل میکنه،وقتی مشکلی براش پیش میاد واکنشش چیه؟بلوغ اجتماعی وروانیش چطوره،نظرش درموردنحوه اداره زندگی مشترک چطوره؟اقتدار مطلق بامردباشه یانظرخاصی نداره چقدر دراین زمینه تفاهم دارید؟

    سوالاتی هم برای کالبدشکافی عصبانیتش هست؛مثلا آیاسیگارمیکشه یاسابقه مصرف مواد داشته؟تعداد دوستان صمیمی ش چند تاست؟برو نگراست یادرونگرا؟آیارفتارهای غیرعادی دیگه ای ازش دیدی؟داروی خاصی مصرف میکنه؟درگذشته خودش چه ناکامی هایی داشته وچقدردیگران رومقصرناکامی هاش میدونه؟نظرش راجع به دیگران چیه؟آداب معاشرتش چطورونحوه برخوردش بادیگران چطوره؟آیادچارنظم وسواسی یا ادب وسواسی یارفتارهایی انجام میده که حیا وادب عمومی رو زیرپامیذاره؟چقدربادیگران ودر رفتارش شوخ طبعه وجنبه شوخی داره چقدرمعتقده دیگران بایدبهش احترام بذارن واین احترام روچطورکسب میکنه،توی بحث بادیگران چطوره،میپذیره دیگران نظرشون مخالف باشه یابحث روکش میده وپیله میکنه(بهتره مشاورازنزدیک تشخیص بدهد یاخودت فعلا بامشاور صحبت کنی)

    به هرحال نظرنهایی من اینه؛یه مدت جلواحساسات خودت روبگیر،صبرکن بیشتربه خودت فرصت بده دانش وآگاهیت روبالاببروبعدا اگر فکرکردی وبادانشی که به دست آوردی نظرت منفی نبود اجازه بده آشنایی رسمی زیرنظرخانواده ومشاوره انجام بشه ونتیجش روببین.قرارنیست مته به خشخاش بذاری وازش عیب بتراشی.من فقط یک قول روبا اطمینان بهت میگم اگر احساسی رفتارنکنی ومنطقی دنبال حقیقت باشی براحتی هرچه که برای تصمیم نیاز داری روبدست میاری...


    اگرنتونستی به خودت وقت بدی اگرنتونستی جلو احساسات خودت روبگیری وآگاهی ومهارتهات روبیشترکنی به صلاحت نیست فعلا ازدواج کنی..
    ویرایش توسط ammin : سه شنبه 09 دی 93 در ساعت 14:20

  4. 4 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (سه شنبه 09 دی 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 21 بهمن 93), واحد (جمعه 19 دی 93), آوای خوشبختی (چهارشنبه 29 بهمن 93)

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقای امین.
    اون آروم است بندرت عصبانی میشه ولی وقت عصبانیت خیلی ناراحت میشه به اصطلاح گر میگیره...
    از لحاظ مالی وابستگی به پدرش نداره ---
    هنرمند است و حتی گاهی اون به خانواده کمک مالی میکنه....
    سیگار و موارد مخدر مطلقا استفاده نمیکنه و سابقه نداشته...در بعضی اوقات فلیون آن هم خیلی خیلی کم مگر پیش بیاید....
    من ازنظرظاهر خدا راشکر چیزی کم ندارم ونگران نپسندیدن دیگران نیستم حتی به من میگه از او سرتر هستم...
    مشکلم نپسندیدن و نداشتن چویس دیگر نیست مشکلم این است نمیدانم باید رابطم را چطوری مدیریت کنم ... من الان در این رابطم خوب؟ طرفم را دوست دارم و نمیخوام به کسی دیگر فکر کنم
    در باب صحبت شما عرض کنم جامعه ما در بسیاری از جهات ناسالم و ناآرام شده است وکمترکسی حاضرمیشود ریسک کند دو نفر را برای ازدواج معرفی کند و اگرپای ریسک وسط نباشد چشم و هم چشمی و حسادت خیلی درجامعه ما رخنه کرده بطوری که بسیاری حاضرنیستند راوی ازدواج باشند... ولی مطلق نیست من مورد پیشنهادی ازدواج چندتا داشتم به توافق نرسیدیم
    عقلم میگه من الان 26 ساله م... موقعیت نرمال و مناسب دارم با این شرایط جامعه ما نباید بشینم و ببینم چه کسی از من خوشش می آید من مایلم خودم انتخاب کننده باشم چرا وقتی چیزی کم ندارم خود و انتخابهام رو محدود کنم!
    برای مشاوره با هم صحبت کردیم میگه مشاوره حضوری نمیتواند بیاد یه کمی حق میدهم به علت شرایطش مشاوره تلفنی را با زحمت حالا پذیرفته ولی به نظرم تاثیرزیاد ندارد... آن قدر فکر کردم آرامشم از بین رفته حتی به سختی بر روی کارهام تمرکز میکنم...
    عذرخواهی میکنم دیر به تایپیک سر میزنم فرصتم محدوده

  6. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مجدد
    همراه من عشق من، همراهم مشاوره حضوری نمیاد! چه کار باید انجام بدم ....
    برای خواستگاری و آشنایی ابتدایی خانواده ها صحبتهایی شده اما مایلم قبل از آشنایی پیش یک مشاور بریم.
    کسی راهکاری به ذهنش میرسد؟
    چرا مردها این اندازه ازمشاور و مشاوره شدن سرباز میزنند؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید نینا26 تشکرکرده است .

    M.S.H (سه شنبه 21 بهمن 93)

  8. #16
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشاوره در زمان آشنایی غیر رسمی خیلی معنایی نداره چون قضیه جدی نیست.مشاوره بعدازجلسات خواستگاری بایدباشه.

    یک جلسه خانواده ها باهم آشنا میشن،تحقیقات هر دوخانواده که داره انجام میشه میتونید قراربذاریدکه با مشاورازدواج هم صحبت کنید.


    بعدش نتیجه مشاوره+برداشت خودت+تحقیقات خانواده+نظرپدرومادر سرجمع تعیین میکنه آیا شما واین فردمناسب ازدواج هستید؟یاخیر؟ وقتی طرف مقابلت این رویه روقبول نمیکنه نکته جالبی نیست،

  9. 4 کاربر از پست مفید ammin تشکرکرده اند .

    فرين دخت (سه شنبه 21 بهمن 93), فرهنگ 27 (سه شنبه 21 بهمن 93), واحد (یکشنبه 10 اسفند 93), شیدا. (سه شنبه 21 بهمن 93)

  10. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 مرداد 99 [ 22:16]
    تاریخ عضویت
    1393-7-18
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    9,079
    سطح
    64
    Points: 9,079, Level: 64
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 271
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    130

    تشکرشده 285 در 148 پست

    Rep Power
    47
    Array
    سلام
    من تا حدودی تاپیکها رو خوندم دوستان خیلی خوب راهنمایی کردن اما حالا مسئله رو از طرف یه دختر که احساس تورو کاملا درک میکنه و شرایطی مثل خودت داشته گوش کن: من هم یه رابطه احساسی داشتم که طولانی مدت بود 3 سال ودقیقا حسی که شما داری الان رو داشتم، رابطه ای که عاطفی شده اما هیچ تعهدی در اون وجود نداره از طرفی برای جدی شدن با یسری مسائل روبرو هست، منم هنرمندم منم روشنفکرم و ازدواج سنتی رو دوس نداشتم!! اما حالا به عنوان کسی که شکست خورده به حرف من گوش کن البته مطمئنم که الان شاید حرفای من و زیاد درک نکنی چون تا عمق فاجعه رو نبینی نمیتونی درک کنی حرفای من و، چون یه دختری و پر از احساس!! اما دوست من چشمات و باز کن احساسات رو کنار بذار و گول نخور!! توی جامعه ما متاسفانه آقایون خیلی حرفه ای مخ دخترهایی مثل من و شمارو میزنن و از ضعف ما که همون احساسات هست سواستفاده میکنن!! پس خیلی منطقی فکر کن، وابستگی تو کامل تموم کن و این رابطه رو کات کن، از این آقا هم بخواه اگه شمارو میخواد رسما اقدام کنه تا اونجا بتونی بشناسیش!! خودت و در اختیار کسی که هنور هیچ اقدامی برای تو نکرده نذار!! مطمئن باش اگه این رابطه به جایی نرسید ضربه اصلی رو تو میخوری، پس بکش کنار تا اقدام کنه و مرحله بعدی شناخت هست.. اگه ادامه بدی عواقب خطرناکی در انتظارته،
    موفق باشی

  11. 3 کاربر از پست مفید نجمه چ تشکرکرده اند .

    واحد (یکشنبه 10 اسفند 93), اقای نجار (دوشنبه 27 بهمن 93), شیدا. (سه شنبه 21 بهمن 93)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 26 اسفند 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-07
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    505
    سطح
    10
    Points: 505, Level: 10
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 33.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 21 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای امین،نجمه جان برای آشنایی خانواده هاقرارگداشتیم شرایط هربارجورنمیشه باخودم میگم حداقل جورشه خانواده هاملاقات کنند الان مشاوره پیشکش
    سه شنبه پیش دیدید چه بارون شلاقی تهران میزد من یک ساعت یک ساعت ونیم زیر اون بارون راه رفتم نه اینکه ماشین نداشته باشم ازفرط ناراحتی پیاده بدون اینکه حواسم به ساعت باشه حتی بعضی مسیرها را اشتباه رفتم از بس گیج بودم.من و مادرم برای قرارآشنایی خانواده ها حرف وحدیث داشتیم.1 هفته قبلش خالم فوت شد شانس منه دیگه ومادرم گفت ماعزاداریم.منم گفتم کسی که فوت شده واستون مهمتره یا سرنوشت من؟چراهرموقع من میخوام برای زندگیم یه تصمیمی بگیرم سرم بهونه درمیارید.مامانم گفت خیلی خوب کشتی منوشش ماهه با این پسره مگه کیه اونم یه آدمه مثل همه.گفتم نخیرهیچم مثل همه نیست فکرکردی واسش دخترنیست اون دوستم داره واسم ارزش قائله میخوادخانوادشو بیاره چرامتوجه نیستید.گفت نه تومتوجه نیستی هرکی میخوادباشه خواهرم 1هفته فوت کرده خیلی خوب بگوبیاد برت داره ببرتت ازدستت راحت شم.

    خیلی دلم شیکست چندماه طرفت را دوست داشته باشی توی تب و تاب باشی توی خوشحالی ناراحتی اضطراب باشی حالا که بخواد اوکی شه همه چیز،خانواده بادرنظرنگرفتن شرایطت بخوان این شکلی خوردت کنند.اصلا این رسم مزخرف خواستگاری چیه ما ایرانی ها کلا ما شرقی ها داریم همینه که با این خاله زنک بازی ها هنوز توجهان سوم که هیچی تو جهان دهم باقی موندیم.

    اعصابم خیلی خوردشد قبل ازبگومگو با مامانم ساعت 3 ظهر به عشقم مسیج دادم عجب هوای دونفره ای کاش اینجا بودی.پاسخ داد الهی عزیزم زود کار رو تمام میکنم میام بریم یه قهوه بخوریم تو این هوای بارونی میچسبه.

    وقتی بامامانم دعواشد از خونه بیرون رفتم توی اون یک ساعت زیربارون مثل موش آب کشیده بودم.تنهامیخواستم همه افکارمنفی و مزاحم ازذهنم از تنم بیرون بره وفقط درباره زندگیمون به چیزهای خوب فکرکنم. یک ساعت بعد اون تماس گرفت گفت کجایی؟گفتم توکجایی اصلا واست مهم نیست یک ساعته ازمن خبرنگرفتی من بیرونم زیربارون با مامانم حرفم شده اعصابم خورده. گفت توگفتی میخوای صحبت کنی فکرکردم وسط حرفتون مزاحم نشم.زیربارون چکارمیکنی چراپیاده؟همه باپدرمادرشون حرفشون میشه میزنن به کوه وبیایون؟یه جا بایست بیام دنبالت.

    توی یه مدرسه دخترانه ایستادم تادنبالم اومد.رفتیم یه جانشستیم پرسیدمامانت چی گفت؟من شماره مادرت رو بدم مامانم زنگ بزنه قرارآشنایی رو بگذارن؟ گفتم صبرکن بهت خبرمیدم.
    دیگه به اون آقاهه توی کافی شاپ که گیتارمیزدگفت دوتاآهنگ را که من دوست داشتم بخونه خیلی روحیم عوض شد.با هم صحبت کردیم حالم خیلی بهترشد نمیدونم چرا وقنی کنارمه هر دردی داشته باشم از یادم میره. بعدازشام رسوند من را درخونه.توی خونه جواب سلام پدرومادرم را ندادم چون هنوزکفری بودم.مادرم توی اتاقم اومد وحرفهایش این بود آرزوش خوشبختی منه اگرنخواسته اون ها الان بیان نه واسه عزاداریه واسه اینکه خواهرش تازه فوت کرده روحیش خوب نیست.آخرش گفت بگوتماس بگیرند یک روز رامشخص کنیم بیان.

    نجمه جان ممنون اعتمادکردی موردزندگی ورابطت را برای من نوشتی.شما یه دختری میدونی دقیقا چه حسی دارم میدونی چه استرس و اضطرابی توی خانه وبیرون متحمل میشم.منم مثل شماقبلا از روابط بی نتیجه ضربه احساسی خوردم نمیخوام باز برایم تکرارشه.درسته احساسیم عاشقم مردها را بد نمیدونم میگم مرد خوب هم وجود داره هرچند توی کشور ما در نایاب شده.نمیخواهم بگویم زرنگم و یا میفهمم ولی تا حدی در رابطه جلو میرم و هیچوقت خودم رو درگیر رابطه جنسی باهیچ پسری نکردم حتی اینی که اینقدردوستش دارم و برایم مهمه، چون خودم رو میشناسم من خیلی حساس و احساسیم و نمیتوانم به راحتی از همچین مراحلی عبورکنم وسپس صورتم رو برگردونم و دنبال زندگیم بروم.البته این یه ضعف بزرگه که متاسفانه ما دخترهای ایرانی به دلیل سنت وفرهنگ و تربیت مان داریم.این موضوع جای بحث خیلی داره و البته اینجا مکانش نیست.

    این چندمدت خیلی دلم گرفته بود وقتی تنهام گریه میکنم همه چی دارم ولی هیچی ندارم.من زبان انگلیسی رو فولم،فرانسه رو در حد صحبت کردن میدونم چون واسه کارهنری چندمرتبه اونجا رفتم، کار نقاشیم اگر یک نباشد عالیه، پیانو و ویولون رو در حد کنسرت مسلطم.کارتئاترم خیلی خوبه و... من خیلی توانایی ها دارم.ولی چرا نمیتونم ازپس زندگی احساسیم بربیام چرا امثال ما که توی کار هنریم نمیتونیم یا به سختی میتونیم بین واقعیت و احساسمون توازن ایجادکنیم؟
    روزشنبه مادرهایمان با هم صحبت کردند وقرارشده پنج شنبه همین هفته به خانه ما بیایند برای آشنایی.من خانواده اش را دیدم وکامل میشناسم حتی مادرش وقتی سفرمیرفت واسم سوغاتی می آورد.دعاکن همه چیز برایم راحت پیش بره همین الان اینقدر استرس دارم که قلبم میخواد توی دهنم بیاد.
    ویرایش توسط نینا26 : دوشنبه 27 بهمن 93 در ساعت 17:43

  13. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 شهریور 94 [ 18:35]
    تاریخ عضویت
    1393-11-25
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    779
    سطح
    14
    Points: 779, Level: 14
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 67 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با درود بر شما بانوی فرهیخته و هنرمند۰۰و تسلیت بخاطر در گذشت خاله تون ( قبول کنید اصرار به مادرتون تو اون برهه زمانی اصلا جالب نبوده,,شکلک ضجه و زاری) :))

    من هم در رابطه با ازدواج سنتی مثل شما فکر میکنم و بنظرم خواستگاری و آشنایی خانواده ها قبل از توافق و برطرف کردن ابهامات بین یه زوج توسط خودشون، خیلی روش منسوخ و پیش پا افتاده اییه که فقط ما جهان سومیها بهش پایبندیم طوری که همین مساعل توی پاره ای از موارد باعث سرخوردگی هم برای جوانان و هم برای خانوادشون میشه و ممکنه کلی روی روحیه طرفین و خانوادها به خصوص یه خانم جوان تاثیر منفی بزاره۰ و فکر میکنم قبل از توافقات جامع و کامل بین دو نفر اصلا خواستگاری ضرورتی نداره و این رسم صرفا باید یه رسم تشریفاتی باشه۰حتی معتقدم هر کدوم از اون دو نفر قبل از خواستگاری باید چند جلسه به صورت انفرادی با خانواده طرف مقابلشون داشته باشن برای آشنایی با اونها۰۰
    در رابطه با موضوع شما من نمیتونم راهکار خاصی بهتون بدم چون خوشبختانه خودتون به اندازه کافی فهیم و دانا هستین۰بخاطر همین فقط نظرمو میگم و اونم اینه که مطمعنم که اون آقا هم برای شما ارزش بسیاری قاعله و شان اجتماعی بالایی داره که شمارو برای خودش مناسب دیده اما شما به هیچ وجه بهش اجازه ندید که باهاتون بدرفتاری خصوصا برخورد فیزیکی حتی خیلی کوچولو بکنه و بهش بفهمونید که خانم ضعیف و دست و پا بسته ای نیستید که این رفتارشو متحمل بشید۰ اینکارو میتونستید با یک نگاه جدی و گفتن این جمله که : اگه اینکارتو تکرار بکنی دیگه منو کنارت نخواهی دید۰ همون دفعه اول بهشون متذکر بشید۰ و مطمعنا ایشون کنترل بیشتری روی رفتارشون خواهند داشت ۰ امیدوارم موفق باشید چون لایق بهترین ها هستید۰
    ویرایش توسط Tombstone! : دوشنبه 27 بهمن 93 در ساعت 20:09

  14. کاربر روبرو از پست مفید Tombstone! تشکرکرده است .

    اقای نجار (دوشنبه 27 بهمن 93)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 خرداد 99 [ 22:31]
    تاریخ عضویت
    1393-2-25
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    7,095
    سطح
    55
    Points: 7,095, Level: 55
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 46 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فقط خواستم بگم خوش به حالتون.من همیشه دوس داشتم با عشق ازدواج کنم قدر این روزارو بدونید.


    من دیگه مردم از تنهایی


    یکم صبوری کن تا مادرت هم آمادگی مراسم خواستگاری رو پیدا کنه.همه شرایط شما مهیا و خوبه فقط صبر کن صبر.چون این عشق ارزش صبر کردن رو داره.


    خوشبخت بشی عزیزم


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.