با سلام.
همین الان اگه تنها هستید دو تا جیغ بلند بزنید تا دق و دلیهاتون خالی بشه اول.
خوب، حالا بزارید این موضوع رو از زاویه ی دیگه ای نگاه کنیم.
از اونجایی که اکثر ما آقایون علاوه بر علاقه به همسرانمون به ماشینامون هم (البته کمتر!) علاقه داریم بزارین با این مثال شروع کنیم.
صحنه ی اول:
شوهر شما یه اتوموبیل داره و عشق سرعته.
توی خیابون با سرعت خیلی زیاد رانندگی میکنه
هر از چند گاهی یه تصادفی هم میکنه و یه سری خسارت به ماشین میزنه
تهش که بر میگرده خونه، اعصابش از زمین و زمون خورده، غر میزنه، احتمالا به شما هم بی توجهی میکنه.
حالا صحنه ی دوم:
شوهر شما به قوانین رانندگی احترام میزاره، با سرعت مجاز رانندگی میکنه،
سر پیچا راهنما میزنه، اجازه نمیده امنیت جانی عابر پیاده یا موتور سواری تهدید بشه.
در نهایت میاد خونه و بعد از یه کم استراحت با شادابی و طراوت میشینه برای شما از اتفاقات محل کارش صحبت می کنه.
به نظر شما کدوم یکی از این سناریو ها هیجان بیشتری داره؟
سناریوی اول قطعا،
اما کدوم یکی از اون ها در نهایت آرامش بیشتری به دنبالش داره؟
آفرین، سناریوی دوم.
اشکال خیلی از ما آقایون در خواهان بودن هیجان، تجربه ی های جدید هیجانی است.
از طرفی خوبی شما خانم ها هم در درخواست شما برای آسایش و امنیت هست.
حالا به نظر شما اگه اون مردی که در صحنه ی اول وجود داشت، یک دوست واقعی داشته باشه که یه بار توی خیابون میبینه اون رو با سرعت زیاد داره رانندی می کنه، و توی یه فرصت مناسب باهاش مثل یک دوست، نه مثل یک معلم، پدر یا مادر، صحبت می کنه، و بهش میگه هر وقت که می خواستی با سرعت بری، با خودت فقط چند لحظه فکر کن با این کار تو ممکنه با احتمال 1% یه عابر پیاده جونش رو از دست بده و اون عابر هم ممکنه پسر خودت باشه که داره از مدرسه میاد خونه.
مطمئن باشید تعداد رفتار های پرخطر اون فرد خیلی خیلی کم میشه.
خواهرم، با توجه به اینکه دو سال از زندگیتون گذشته و اون جاذبه ی دوران ابتدایی ازدواج تقریبا تموم شده، همسر شما به دنبال هیجان میگرده، ممکنه این دنبال کردن هیجانات توی اون دو سال خیلی خیلی خیلی کم بوده باشه، اما الان با عادی شدن خیلی از چیزها، دوباره به دنبال بر طرف کردن این هیجان از مسیر دیگه ای هست.
من یک سری پیشنهادات به شما دارم، سعی کنید به اون ها عمل کنید، ازتون خواهش میکنم بعد از اینکه نتایج اون رو دیدید، بیاین اینجا و توی فروم در مورد این پیشنهادات نظر بدین، به عاقبت این موضوع بیندیشید که این پیشنهاد بتونه زندگی خیلی از دوستای خودتون رو تحت تاثیر قرار بده.(در جهت + یا - )
1. سعی کنید حتی الامکان با شوهرتون مثل یک دوست باشین. یک دوستی که فقط جنسیتش فرق داره اما خیلی باهاش از نظر فکری و عاطفی نزدیکه و اتفاق نظر داره
2. بهش بفهمونین که با ادامه ی این راه، ممکنه زندگی شما دو نفر، چه بسا بیش از دونفر! از هم بپاشه،
شوهر شما در ابتدا پورن نگاه میکنه
سالیانی از ازدواج شما می گذره و علاقه ی به شما هم براش تکراری میشه
کم کم به دنبال فرو نشاندن شهوت خودش از طریق خدایی نکرده خود ارضایی یا راه های حلال و حرام دیگه رو میاره،
در هر صورت این شما هستید که دارید ضرر میکنید و دود این ضرر کردن مستقیما توی چشم شوهر شما میره.
آفرین، همین الان آخر خط رو بهش نشون بدین، که با این کار چی به دست میاره؟ و چه چیزهای زیادی از دست میده.
سعی کنید مثل یه دوست باهاش این حرفا رو بزنین، نه اینکه مثل کارآگاه های جنایی که اطلاعاتشون رو به رخ یه مجرم میکشن.
ثابت شده مردها پس از رابطه ی شدید جنسی به دنبال این موضوعات نمیروند.
سعی کنید مثل اوایل ازدواجتون بیشتر به خودتون و شوهرتون رسید، در حدی که از نظر جنسی تاب و توانی براش نمونه،
اگه شوهرتون و خودتون ورزش میکنید که چه عالی، اما اگه ورزش نمیکنید حتما توی کلاس هایی که ورزش های خسته کننده داره ثبت نامش کنید.
آخر هفته ها خیلی خوبه اگه به دامن طبیعت بروید. (به طبیعت رفتن و گشت و گذار آدم رو از فکر های هوس آلود حداقل برای سه چهار روز بیرون میاره!)
سعی کنید وقت شوهرتون رو مدیریت کنید، نه اینکه ساعت به ساعت چکش کنید یا فکر کنه داره از سمت شما کنترل میشه، این جوری باشه که واقعا بیکار نباشه توی خونه و بخواد فکرش به این سمت و سو حرکت کنه،
اگه نتیجه ی مثبت یا منفی هم دیدید حتما اینجا بازخورد بدهید، تا بقیه هم بتونن از این موضوع ارزیابی داشته باشند.
انشالله در کنار همسر خود به شادی و نشاط زندگی کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)