مشکل اینه که نمیتونم ...نترس خواهرتو یه روز ببر دانشگاه
ازش شماره منزلشون رو بگیره
بعدم خانواده ها باهم آشنا می شن
یعنی شاید همون ترسیه که شما گفتید.
آخه به نظرم بهتره اول نظر خودشو بدونم .... شاید اشتباه باشه .... نمیدونم
نظر خودشو بدونم دیگه دنبال قضه رو بعدش نمیگیرم ... از اول اون کاری که کردم اشتباه بود به نظرم
کاشکی همینجور باشه برا اونم ...والا ما هم تو دانشگاه یه مورد داشتیم
دختره همیشه می گفت فلانی مثل داداشم میمونه
ولی الان با هم ازدواج کردن
به نظر من که شما یک بار جدی از طریق مادرتون قضیه رو پیگیری کنید
که ایشون بفهمن قصدتون برای ازدواج و جدی هست
و اگر جوابشون همین بود دیگه دنبالش رو نگیرید
بابا من هر کاری تونستم کردم که بفهمه من بهش علاقه دارم اما نمیدونم چرا متوجه نمیشه.
چجوری برم بهش بگم؟ اصلا بگم چی؟ اصلا چجوری شروع کنم؟من توصیه میکنم خودتون بدون هیچ واسطه ای پا پیش بذارید و رسمی ازشون خواستگاری بکنید. توصیه میکنم خارج از دانشگاه این کار رو انجام بدین یا طوری که سایر هم کلاسی ها متوجه قضیه نشن. چون شما قبلا این برگه شانس رو توسط واسطی که فرستادین سوزوندین و اگر جوابش منفی باشه وجهه شما خراب میشه.
یه توصیه کلی هم برای پسرایی که قصد خواستگاری در چنین مواردی دارن:
بدون هیچ واسطه این کار رو بکنید. اونوقت می بینید که همین عمل شما چقدر میتونه در دادن جواب توسط دختر موثر واقع بشه. خود این قضیه شجاعت شما رو نشون میده و پارامتر شجاعت یکی از پارامترهای بسیار تاثیر گذار برای خانم هاست.
ممنون از همه









علاقه مندی ها (Bookmarks)