دوست عزیز بهار زندگی
من منتظر تغییر کردن خانومم یا خانوادش نیستم! در مقابل خودم و روش زندگی خودم رو تغییر دادم و میدم :
1) بحث کردن آدم رو سبک میکنه . این کاری بود که در حد افراط انجام می دادم . خوب کمش میکنم و اگه بشه حذفش می کنم
2) خانواده خانومم رو آدم های خوبی میدونستم و اجازه می دادم از مشکلات مون آگاه بشن . خوب دیگه این خطای فاحش رو نمی کنم .
3) ابزارهای قانونی به همسرم نمیدم . اونهایی که قبلاً دادم دیگه هیچی! ولی دیگه در خونه ای که به اسم خودم نیست نمیرم . اگر خونه قبلی رو کلاً هم به نام من بکنه ، میتونه بره با مهریه 1001 سکه ای ، تماماً توقیف و مصادره اش بکنه . پس بهتره از خانومم یا خانواده بی وجودش درخواستی نداشته باشم و خودم رو سبک نکنم .
4) رفت و آمد با خانواده همسرم رو به یاد کارهای کثیف شون تعطیل نگه میدارم . چیزی یادم نرفته . خانواده خودم هم گفتن که حتی خانومم برای عذرخواهی هم نباید بیاد . نه من چیزی رو فراموش می کنم و نه خانوادم . همیشه جلوی چشمم خواهد موند .
داستان اینه که تمایل دارم با تغییراتی که میخام ایجاد کنم ، یک فرصت دوباره به زندگی قبلیم بدم . اگر جواب مناسبی بدست نیاد ، اینبار از مسائل مالی چشم پوشی می کنم و مستقیماً خانومم رو طلاق میدم یا میزارم خونه باباش عمرش بگذره .
آیا شما اعتقاد دارید که این فرصت رو نباید بدم؟ آیا باید منتظر باشم اونها ابراز پشیمونی کنن؟ آیا باید منتظر باشم اونها عوض بشن ؟ فکر نمی کنم این احمق ها تغییر خاصی بکنن . یا من باید بهتر مدیریت کنم ، یا اینکه این زندگی دیگه درست نمیشه . . .
نمیدونم این تصمیم من درست هست یا نه . به همین خاطر این تاپیک رو زدم . البته خیلی یکدفعه ای هم به این تصمیم نرسیدم . به نظر شما باید از این تاریخ دقیقاً چندماه دیگه بگذره تا من یک تصمیمی بگیرم ؟ مثلاً 8 ماه جدا موندن و جنگیدن باید چندماه دیگه ادامه داشته باشه تا ما بگیم که خوب امروز وقت مذاکره شده ؟
با این همه ممنون میشم که در این تصمیم گیری کمک بدین . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)