ممنون از پاسختون
حرفاتون كاملا درسته دقيقا به همين دلايل من هميشه حد و فاصله رو باهاشون حفظ كردم. خداروشكر تو يه شهر ديگه هستيم و خيلي كم ميرم اونجا وقتي هم ميرم فقط خونه مادرشوهرم ميرم كه خواهرشوهرام ميان اونجا كه مثلا ما رو ببينن. وگرنه خونه خواهرشوهرام اصلا نميرم مگه اينكه سالي يه بار دعوتم كنن. هميشه باهاشون سنگين و در عين حال مودب بودم و هيچوقت باهاشون نزديك و صميمي نشدم. تازه اينجوريه به خودشون اجازه ميدن اينطوري حرف بزنن واي به اينكه باهاشون دوست شم. به خاطر كلاس گذاشتن نبوده چون خواستم حرمتها حفظ شه بهشون نزديك نشدم و الان ميترسم با گفتن قضيه به خواهرشوهرم حرمتها شكسته بشه. اگه هم نگم خودم حرص ميخورم و اون پرروتر ميشه و بقول شما فكر ميكنه برام مهم نيست واسه همين ميخوام بفهمه و هواي حرف زدنشو بعد ازين داشته باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)