ممنون از توجه شما دوستان عزیز به این موضوع
من می دونم این مشکل ابدا بزرگ نیست ولی هر وقت میرم خونشون با تیکه هایی که میندازه حالمو میگیره
مثلا میگه عروسای حالا ماماناشون نمیذارن بچه دار شن و من تعجب میکنم یعنی مامان من نمیذاره؟؟؟؟؟
بالاخره یه چیزی میگه که نارضایتیشو اعلام کنه و من حس بدی از رفتن به خونشون دارم نه میتونم چیزی بگم و نه میتونم بی تفاوت باشم
نمیدونم شاید اشکال از منه و من توقع بی جا دارم
ولی این که از نظر دوستان این مشکل کمیه قبول ندارم و به نظر من روابط زن و شوهر و تصمیم گیری در مورد زندگیشون و اینکه کی بچه دار بشن موضوعی کاملا خصوصی هست.








علاقه مندی ها (Bookmarks)