نه هیچ اقدامی که نگرانش بکنه وجود خارجی نداشت و نداره!!
آخرین اقدامم در فروردین ماه این بود که براش پاسپورت گرفتم و اجازه رسمی خروج از کشور بش دادم و در کشاکش این دعاوی حقوقی هم این اجازه رو ابطال نکردم!
اما در مقام کلام بش گفتم که اگر نیای هم من میرم . دیگه از بحث خسته شده بودم و زبونم مو درآورده بود که این رو گفتم . ولی در عمل هیچ اقدامی نکردم . در واقع خروج از کشور رو با ایشون میدیدم و می خواستم . به شوخی بش گفته بودم که برای اخذ اقامت میتونم ازدواج صوری بکنم . این شوخی رو امروز علم کرده . . .
در کل بجز در کلام اون هم از روی خستگی از بحث یا شوخی نابجا چیز دیگری نبود . اگر میخاستم ایشون رو بزارم و برم که نمی گفتم! نمی گفتم که بدون تو هم میرم . شوخی ازدواج هم با همسرم نمی کردم! بجاش آسه می رفتم و آسه میومدم تا کارم انجام بشه . . .
در مجموع به نظرم میرسه که شهامت این رو نداره که مسئولیت خرابکاری هاش رو بپذیره . من هم نمیخام بزارمش توی منگنه و مقصرش کنم . ولی اون چیزهایی رو که وجود نداره به من نسبت میده . . .








علاقه مندی ها (Bookmarks)