نه بی قید و بند نیست اما وقتی شوهرم ساعت 4 و 5 میومده و فکر میکرده کسی نیست کلید انداخته و تادوستم خودشو جمع و جور کنه دیگه همسرم حسابی دید زده و...گویا قبلا هم راجع بهش رویا پردازی داشته.دوستم طوری هست که چون بور هست و خیلی زیبا واسه اینکه مشکلی براش پیش نیاد حجابش کامله.اما دیدم چند باری شوهرم به من میگفت زن باید بور باشه و وسط حرفش یه بار به دوستم اشاره کرد که من گفتم مگه موهاشو دیدی گفت نه ولی ابروهاشو پوستش روشنه معلومه موهاشم روشنه!!که بعد هم اتفاقی چند بار با اون حرص و ولعی که نسبت به ظاهر دوستم داشته موفق شده بی حجاب ببینتش
عامل بعدی هم مادر شوهرم هستن که یکی دو بار دوستم رو دیدن و خواسته یا ناخواسته جلوی همسرم از دوستم تعریف کردن که موهای تا کمرش و رنگ قرمز بهش میاد و شوهر من روحریص تر کردن.به شوهرم میگفتم که میگفت مادرم منظوری نداره.اما حالا احساس میکنم این حرفش باعث شده بود شوهرم روی دوستم زوم کنه و حتی از روی ابروهاش راجع به موهاش خیال پردازی کنه و بعد هم با تصادفی دیدنش واسه خودش بت بسازه.حالا باید چی کار کنم.کمکم کنید.ضمنا دوستم رو هم دیگه ندیدم و نمیخوام ببینم.اما....








علاقه مندی ها (Bookmarks)