سلام
کار زیادی از دست شما بر نمیاد چون این معادله طرفهای ثانویه داره که شما هیچ کنترلی رو افکار و رفتارشون نداری....
.
اینو بگم که خواهر و مادر شوهرتون به اندازه کافی از نوع تفکرات و عقاید خودشون زجر میکشن دیگه به ناله نفرین شما احتیاجی نیست.
همین مسئله بیماری مادر شوهرتون و تغییر رفتار ایشون بخوبی این مسئله رو بیان میکنه .
.
در خانواده شوهر احتمالا حکومت زنسالاری حاکم بوده و اینکه میبینن برادرشون بر خلاف عقاید و تصمیم اونها رفتار کرده و به حرف اونها اهمیت نداده از بابت عاطفی شمشیر رو از رو بستن.
.
بهترین کاری که شما میتونین انجام بدین فقط به زندگی و شوهر خودتون بچسبین و بحران ها رو مدیریت کنین، با خانواده شوهرتون مقابله به مثل نکنین و حتی بیش از اندازه و بدون در نظر گرفتن رفتار های قبلی بهشون محبت نکنین چرا که در این صورت دوباره خودتون آسیب می بینین! احترامشون رو نگه دار ولی از بابت احساسات هزینه بیخود نکن.
.
گذشت زمان این روابط رو تعدیل میکنه و مهمترین رابطه، رابطه شما با همسرتون هست که نباید متاثر از عوامل بیرونی باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)