با سلام
وقتی یک نفر همچین جمله ای و میگه ممکنه چند دلیل داشته باشه.حالا شما ببینید دلیل شما کدوم از اینهاست.تا بر این اساس بشه راهنمایییتون کرد.
***** **** ****** ***** ***** ****
اول اینکه :
یک موقع هست یکی میگه دوست ندارم همسرم کار کنه!
یعنی کلا دوست دارند همسرشون خونه باشه
تو اجتماع نباشه
فقط با خانم ها رفت و آمد داشته باشه و...
یعنی یجورایی بخاطر اینکه نصف بشر و قشر آقایون تشکیل دادن و ایشون حتی دوست ندارن همسرشون با آقایون احوال پرسی و حرفای رسمی هم داشته باشند
بنابراین همچین راه حلی به ذهنشون رسیده که کلا برای آرامش خودشون همسرشون و از اجتماع دور کنند .
مورد دوم : شخص شغل و زمینه علاقه مندی خانم و میدونن و میدونن این شغل با این تایم کاری و حجم کار به زندگیشون صدمه میزنه ازشون نمیخواین کار نکنن، میخواهند اگه امکانش هست زمینه علاقه مندیشون و تغییر بدهند.
مورد سوم : شبیه به همون مورد اول و دومه، یعنی ایندفعه فرد فکر میکنه بخاطر حضور آقایون در محیط کاری همسر آینده اشون شاید نتونن آرامش لازم و داشته باشند پس به خانمشون اجازه کارکردن میدهند کار کنند اما کارهایی که فقط محیط زنانه داشته باشه، همکار و مراجعه کننده آقا نداشته باشند.
***** **** ***** **** ***** ***
خب اولا یادتون باشه که باید احساسات و کنار بذارید و عاقلانه تصمیم بگیرید.
دوم اینکه باید ببینید خواسته شما به کدوم از موارد بالا بیشتر شبیه هست.ا بفهمیم شما تا چه اندازه از خواسته اتون کوتاه میایید.
سوم اینکه باید دید تا چه اندازه این خواسته در دختر مورد علاقه اتون قویست.و ایشون تا چه اندازه از خواسته اشون کوتاه میایند.
یجورایی باید دید شما دونفر تو این خواسته اتون بصورت منطقی میتونید به تعادل برسید یا خیر
******* **** ******* ****
مثلا برای دختر خانم هم که میگند دوست دارند کار کنند چند برداشت وجود داره :
1. رفتن دانشگاه و رشته ای و خوندن که مورد علاقه اشون هست، و کلی زحمت کشیدن و دوست دارند ادامه هم بدهند!
از درس خوندن، مقاله دادن و کارهای تحقیقاتی خوششون میاید و به آرامش میرسند. هدف های علمی بزرگی هم برای خودشون دارند.
2. فقط رفتن دانشگاه که صرفا مدرکی گرفته باشند و فردی تحصیل کرده محسوب بشوند، دوست دارند مادر و همسری تحصیل کرده باشند، دوست دارند کار کنند حالا اگه شد در رشته خودشون اگه هم نشد مشکلی ندارند و زیادم راغب نیستن.کلا دوست دارند کار کنند و مستقل باشند حالا هر شغلی بود برایشون فرقی نداره.
**** ****** **** ****** ***
ایشون شبیه به کدام از این موارد هستن!
اگه هردوی شما شبیه به مورد اول دو مورد ذکر شده هستید، و بخواهید احساسی تصمیم بگیرید.
یکی تون از خواسته اش کوتاه بیاید مطمعن باشید در آینده به مشکل میخورید.
چون الان از همدیگه دور هستید و احساساتتون قوی هست و درحال حاضر دوست دارید بهم برسید،برای همین شاید احساسات بر خواسته اتون غلبه کنه، فردا روز که رفته رفته احساساتتون با بدست آوردن دختر مورد علاقه اتون کم و کمتر شد، خواسته قبلیتون و انتظارات قبلی که داشتید برجسته تر میشند، اونوقت جفتتون میبینید که همسرتون اونی نبوده که انتظارش و داشتید.
اگه شما کوتاه آمده باشید، تمام سعیتون و میکنید که شرایط به ایشون سخت کنید تا ایشون خودشون همچین تصممیی و از روی تجبار بگیرند و مطابق خواست شما خانه دار شوند، و هیچ کمکی در این زمینه به همسرتون نمیکنید.
اگه ایشون کوتاه آمده باشند، رفته رفته احساس بیهودگی و بی ارزشی بهشون دست میده و حس میکنند از هدف هاشون خیلی دور شدن و ناخوداگاه افسرده میشن.
شایدم پشیمون بشنوند و تبدیل یه همسری افسرده و غر غر و بشن.
همسری که دیگه اون آرامش سابق و براتون نخواهد داشت.
در ثانی برای خودتون هم خیلی سخت میشه، چون شما شخصیت مورد اول و انتخاب کردید ناخوداگاه همسرتون یک ذره بین دستشون میگیرند کوچیکترین برخورد شمارو با قشر خانم زیر نظر میگیرند تا مبادا انتظاراتی که شما از ایشون داشتید و خودتون نادید بگیرید و اگه اینکارو بکنید زندگیتون تبدیل به یک میدون جنگ میشه که دیگه آرامشی توش نخواهد بود
چون ایشون با میل خودشون از خواسته اشون پایین نیومدن، بخاطر احساسشون کوتاه اومدن، حالا هم پشیمون شدن، شنا هم که رعایت نکردید بدتر شده، هردفعه که رعایت نکنید تمام اینها تو دلشون میمونه و تبدیل به کینه میشه!
( این مدل و تو زندگی واقعی از نزدیک دیدم! البته این دو هیچوقت ازدواج نکردن اما تو همون مراحل آشناییشون، اول آقا پسر از در احساسات وارد شدن، وقتی دختر خانم عاشق کردن اونوقت خواسته اشون گفتن که دوست ندارند کار کنند، هم شخصیت آاقا مطابق مورد اول بود هم شخصیت دختر خانم، در نهایت هم دختر خانم کوتاه اومدن اما رفتارها و زیر نظر گرفتن، حتی به حدی رسید که رفتارهای آقاپسر نیازی به ذره بین نداشت، در مورد این رفتارها هم توجیهات آقا پسر و قبول کردن اما رفته رفته اینقدر آقا پسر از خودش رفتار نادرست نشون داد و کل اعتقادات و حرفهای اولش و زیر پا گذاشت که کلا دختر خانم در حال حاضر جز حس نفرت هیچ حس دیگه ای نسبت بهش نداره!! )
اینو گفتن که بدونید در اینجا رفتار شما خیلی حیاتی و تعیین کننده میشه.
******* **** ******* **** ******
اگه هم دختر خانم مورد دوم باشند و شما هم شخصیت مورد دوم و سوم باشید، راحت میشه به تعادل رسید چون ایشون خودشون بیشتر تمایل به خانه داری دارند یا شغلی که تقریبا به استقلال مادی در حد خودشون برسند.طوری که از نظر شما شغلشون مناسب باشه و از نظر شما به زندگیشون صدمه نزنه. و زیاد روی شغل موزر علاقه اشون پافشاری ندارند.
**** *** ******** **** ******
در کل سعی کنید به خواسته ایشون احترام بذارید و سعی نکنید بزور قانعشون کنید که طبق خواسته شما عمل کنند.
چون این زندگی مطمعن باشید دوامی نخواهد داشت اگه هم داشته باشه همسرتون که ادعا دارید خیلی دوستشون دارید حتما خیلی اذیت خواهند شد.
شما که دوست ندارید اذیتتشون کنید، میخواهید خوشبختشون کنید.
خب روانشناسی خوندن دیگه، با خیلی از مشکلات آشنا هستن، مطمعنا کاری نمیکنند که به زندگیتون صدمه بزنه.متعصفانه روانشناسی حرفه ای هست که اغلب با مشکلات دیگر در ارتباط هست و خیلی میتونه تاثیر منفی توی زندگی خصوصی آدم داشته باشه. حالا دختر هم باشی که دیگه تاثیرش بیشتر.
اگه ایشون و بعنوان دختری عاقل و بالغ قبول دارید پس بدونید کاری نمیکنن که هم خودشون هم شما آسیب ببینید.
بعدشم حتما در وجود خودشون تواناییشو دیدن که همچین شغلی و انتخاب کردن ورگرنه حتما بخاطر روحیات خودشون هم شده این شغل انتخاب نمیکردن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)