با سلام جناب خوش خیال
امروز داشتم به موضوع شما فکر میکردم، کلا این موضوع یکی از مسایل حل نشده ی منه، برای همین تو ذهمم مونده بود.گفتم نظرم و بگم شاید بدرتون بخوره، البته ناگفته نماند که تاپیک شما و نظرات مختلف باقی کاربران برای من هم خیلی مفید هست.
***** **** ****** **** ******
اولا حتما با دختر خانم این مسایل و مطرح کنید شاید ایشون اونقدرا هم روی این مسله تاکید نداشته باشند.البته حتما اینکارو تا الان انجام داده اید، و امیدوارم هردو به یک نظر واحد و راضی کننده دو طرفه رسیده باشید.
و اما در جواب سوالتون، خیر بنظر من همه ی هدف از درس خوندن کار کردن و استقلال مالی نیست، البته بسته به خود شخص هدف ها متفاوت خواهد بود، شما باید ببینید هدف ایشون چیست؟ !
اما خب دختر خانم یک انسان آزاد بودن و بسته به نوع علاقه مندیشون یک رشته ای و انتخاب کردن سختی راه هم رفتن حالا میخواین برداشت کنند، دوست دارند برای جامعه اشون مفید باشند.
شما میگید نمیخواهید همسرتون در آینده خانه دار تمام باشه، خب چکار کنند؟ شاید به کارهایی که شما میگید علاقه ای نداشته باشند، اونوقت تکلیف چیه؟
تازه ایشون هر حرفه ی دیگه ای و بخواهند شروع کنند نیاز به مدت زمانی برای آموزش داره، تا ایشون بیاین دوباره همه چی و از صفر شروع کنند اموزش ببینن، یک مرتبه برمیگردن عقب میبینند تا حالا کلی چیز یاد گرفتن اما دریغ از یک استفاده، یک برداشت درست.
مگه چقدر عمر میکنند تا همش از این شاخه به اون شاخه بشند؟
یک نفر وقتی میگه دوست دارم در حیطه رشته مورد علاقه خودم کار کنم، منظورشون این نیست که صرفا بخاطر مسایل مالی قصد کار کردن دارند.
ممکنه منظورشون این باشه که :
این همه درس خوندم حالا میخوام استفاده کنم.
به مردمم خدمت کنم.
دوست دارند پیشرفت کنند.
یک مادر تحصیل کرده و موفق باشند فردا بچه هاشون بهش افتخار کنند.
تازه نباید منکر این قضیه بشیم که هر آدمی منحصر بفرده و ویژگی های خاص خودش و داره،
شاید ایشون از اون دسته آدم هایی باشند که فقط تو خونه نشستن باعث افسردگیشون میشه.
کی گفته حالا همسر شما اگه کار کنند در آینده به پول شما احتیاجی پیدا نخواهند کرد؟ زن و شوهر هردو زندگی و باهم میسازند، میتونه در آمد ایشون کمکی به زندگیتون باشه تا شما هم کمتر کار کنید بیشتر وقتتون برای همسرتون و خانوادتون بذارید.
میتونید هم از پول همسر اصلا استفاده نکنید.
اما بنظر من کار کردن فقط صرفا پول درآوردن نیست.
یک موقع هست شخص دوست داره همیشه به روز باشه، با مسایل روز رشته اش آشنا بشه.
شما فرض کنید به ایشون بگید بشین تو خونه برای خودت مقاله بخون، تا درجا نزنی و اطلاعات همیشه به روز باشه.
ولی وقتی شخص همش اطلاعاتش و بروز کنه اما از اونا استفاده نکنه خب دیگه بنظرتون برای دریافت اطلاعات بیشتر علاقه ای براشون میمونه ! خب خسته میشن دیگه!
آدم درس میخونه که ازش استفاده کنه، حالا شما میگید استفاده نکنند؟
پس چکار کنند؟ پس درس خوندشون به چه دردشون خورده؟
**** **** ****** **** ***** **** ****
بعنوان یک احتمال عرض میکنم فقط برای بیشتر فکر کردن در این زمینه ،
شما فردا روز همسرتون و با همکارهاتون مقایسه نمیکنید؟
اینجا من تاپیکی خوندم آقا خودش اول خانم خانه دار انتخاب کرده!
بعد چند سال زندگی مشترک خودش هم انتخاب خودش و با همکاراش مقایسه میکنه، از همکارش خوشش اومده چرا؟ چون خانمش فقط خانه داری میکنه، اما همکارش باهوشه، به روزه، کلی اطلاعاتش درمورد کارشون زیاده، اما به این فکر نمیکنم که همکارشون بواسطه شغلش ون هست که مجبور بودن اطلاعاتشون و در مورد رشته اش ون بالا ببرند.
خدایی نکرده شما مطمعنید در آینده مانند این آقا دودل انتخابتون نمیشید؟
حتی ممکنه شما مقایسه نکنید، اما همسرتون بعنوان کسی که همچین اهدافی داشته و حالا بهشون نرسیده، خودش، خودشو با شما یا دوستانشون یا با کسانیکه به جایگاهی رسیدن که ایشون هم خواستن برسند مقایسه کنند!
**** **** ****** **** ***** ***
من بعنوان یک دختر شبیه به طرز فکر دختر مد نظر شما واقعا وقتی با این دست مسایل مواجه میشم دچار سردرگمی شدیدی میشم.
از طرفی برخی خانواده ها دخترانشون و طوری تربیت میکنند که تا قبل زمان ازدواجشون فقط بفکر تحصیلات و رسیدن به بالاترین درجات علمی و شغلی باشند ار طرفی بعد از یک سنی انتظار دارند دخترشون بفکر ازدواج بیوفته، یک مرتبه دختر با کلی مسولیت بعنوان یک همسر مواجه میشه، مسولیت هایی که رفته رفته با مادر شدنش خیلی بیشتر هم خواهد شد، از طرفی اهداف علمی و شغلی که برای خودش به ترتیب چیده، از طرفی این مسولیت ها!
واقعا سردرگم میشه!
از نظر خانواده شوهر و مخصوصا آقای همسر عروس خوب عروسیه که کدبانوی خوب باشه، تو مسولیت های خانه داری و همسرداری و آشپزی و مادری بهترین عمل کنه. که کاملا هم حق دارند
از طرفی تا قبل از اون، دختر خانم با توجه به شیوه تربیتیش، فکر میکرد دختر خوب، دختریه که به بهترین درجات علمی و اجتماعی برسه و برای خانواده اش افتخار آفرین باشه! که در اینجا دختر خانم هم حق دارند تا این سن با این اهداف بزرگ شدند.
خب این وسط باتوجه به این که هردو طرف حق دارند دختر خانم دچار سردرگمی زیادی میشه ، اگه همچین دختری در این شرایط یک مرتبه با خواستگاری مواجه بشه که ازش بخواهند تمام اهداف علمی و اجتماعی و شغلی که برای خودش تعیین کرده بود و یکباره بخاطر امر ازدواج کنار بذاره،کمی دختر خانم ممکنه نسبت به ازدواج با یک عالمه مجهولات و سوالات زیادی که برایش پیش میاد سردرگم میشه، با خودش میگه، مگه زندگی دو نفره نیست، مگه نه اینکه با ازدواج به کمال بیشتری میرسند، مگه نه اینکه تو ازدواج دو طرف باید بهم کمک کنند.
مگه نمیگند هردو طرف باید ازخودگذشتگی داشته باشند.
من بشخصه انتظار دارم طرف مقابلم اگه من و با این طرز فکر و باآگاهی انتخاب میکنه، به طرز فکر من احترام بذاره و راحترین راه و انتخاب نکنه، به من هم کمک کنه تا من هم مثله خودش در مقاطعی که میخواهم پیشرفت کنم.
همانطور که من بهش کمک خواهم کرد.
وقتی من با همچین طرز فکری یک مرتبه بخواهم همچین ازخودگذشتگی بزرگی انجام بدهم، احساس میکنم فقط من تبدیل به پله پیشرفت برای همسرم شدم، درسته پیشرفت همسرم در زندگی من هم تاثیر خواهد داشت اما بعنوان کسی که همچین اهدافی داشته ام، و یکباره مجبور شدم تمام اهدافم و کنار بگذارم ،با دیدن جایگاه همسرم کمی حسرت از گذشته برایم خواهد ماند.
با خودم احساس میکنم همسرم میتونست کمی هم اهداف من و بعنوان یک انسان درک کنه و کمک حالم میشد.
البته در کل بنظرم یک پسری چون شما هم حق داره همسری بخواد که در وظایف همسریش بهترین باشه، حق داره همسری بخواد که مطابق با انتظاراتش باشه.
اما خب خیلی از دخترها هم مانند دختر مد نظر شما بزرگ شدند و یک جورایی این دختران هم حق دارند چون شیوه تربیتیشون تا الان اینگونه بوده و مطابق با این شیوه تعیین هدف کردن، قبول کنید کمی سخته یهو اهدافشون و تغییر بدند. بالاخره این دست دختران هم انتظاراتی همانند شما از همسر آینده اشون دارند .
**** **** ******* ***** ******* ****
برای همین بنظر من بهتره در امر ازدواج احساساتی تصمیم گرفته نشه. خودتون هم همین تصمیم و دارید اما فکر میکنم ناخوداگاه دارید سعی میکنید احساسی تصمیم بگیرید. بهتره کمی بیشتر مراقب احساساتتون باشید .
( اینو برای این میگم چون بنظرم اگه احساسی درکار نبود، اینقدر پافشاری نمیکردید که ایشون و قانع کنید، شما با شغل ایشون مشکل دارید و ایشون دوست دارند کار کنند اما دو نفریتون کمی دودلید چون احساسات هم این وسط هست که نمیشه نادیدش بگیرید)
درسته دختر مد نظر شما خیلی خوبی هایی دارند اما ایشون انتظاری دارند که برای شما قابل درک نیست.
و برعکس شما انتظاری دارید که برای ایشون قابل درک نیست.
یعنی هردو انسان های خوبی هستید اما انتظاراتی دارید که برای همدیگه کمی درکش مشکله.
اگه واقعا در این زمینه نمیتونید به تفاهم و تعادل راضی کننده ی دوطرفه برسید. کمی بیشتر بدون احساسات فکر کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)