به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    253
    Array
    بله من هم کاملا حق و به شما میدهم ، یعنی البته یجورایی بنظرم هردو حق دارید ، شما دونفر از زندگی آینده اتون انتظاراتی دارید که خلاف اهداف و انتظارات همدیگه است.

    بنابراین بنظرم سه راه دارید :

    راه اول یکی از طرفین بطور کل خواسته اش و کنار بگذارد که طبق پست های قبلی خودم سعی کردم ذکر کنم این کوتاهی از جانب خانم چه تبعاتی برای ایشون دارد.

    اگه هم شما کوتاه بیایید خودتون ذکر کردید که درحال حاضر مشکلی ندارید اما پیش بینی میکنید در آینده نمیتونید تحمل کنید. یعنی انتخاب این راه تبعات زیادی داره که هرکدوم از طرفین که کوتاه میاید باید تبعات آینده اشو بپذیره.

    راه دوم هم اینه که هردو به یک تعادلی برسید، یعنی هم ایشون کوتاه بیایند هم شما! یعنی یجورایی به یک توافقی برسید که برای هردو رضایت بخش باشه!
    مثله پیشنهادات قبلی در خصوص کم کردن ساعات کاری ایشون اما کارکردنشون در شغل مورد علاقه اشون!


    راه سوم هم که کاملا مشخصه باتوجه به اینکه نمیتونید به یک تعادلی از اهداف و انتظارات همدیگه برسید ، سعی کنید شخص دیگری و انتخاب کنید که گویا این راه با توجه به دخیل کردن احساسات برای شما ممکن نیست.



    بنابراین اگه صرفا هدف شما ازدواج باشه باید یکی از دو راه اول بالا و انتخاب کنید ، که الان من احساس میکنم دو طرف دوست دارید که راه اول انتخاب کنید و طرف مقابل کوتاه بیاید ، اینجا هم من و سایر دوستان سعی کردیم بهتون بگیم که راه اول چه تبعاتی خواهد داشت چنانچه شخصی که کوتاه می آید رضایت قلبی نداشته باشد و احساسی تصمیم گرفته باشد حتما در آینده پشیمون خواهد شد، دیگه میل خودتون هست که چه راهی و میخواهید انتخاب کنید . فقط حتما سعی کنید نه خودتون احساسی تصمیم بگیرید و همه چی و به یکباره بدون فکر قبول کنید نه سعی کنید دختر خانم و مجبور به گرفتن تصمیم احساسی کنید.


    هدف من از پست قبلم همین بود که بشما بگم اگه واقعا ایشون تا این حد پیگیر خواسته اشون هستند، و شما هم بهیچ وجه کوتاه نمی آیید بهتره که بصورت عاقلانه تصمیم بگیرید و جدی تر فکر کنید.

    اما در کل اینکه خانمی در رشته مورد علاقه اش کار کنه دلیل نمیشه که از نقش مادری و همسریش دور بشه! من اطرافم و مخصوصا در فامیل خانم های تحصیل کرده موفق زیادی دیدم که هم در همسرداری هم مادری نمونه بودن!

    مادر خود من شاغل بودند، و همیشه اولویت اول براشون زندگیشون بود، بخاطر همین زمانی که نیاز بود زودتر از موعد خودشون و بازنشست کردند نه بخاطر بچه هاشون به خاطر پدر بزرگ پدریم که سکته کردند و نیاز به مراقبت بیشتری داشتند ، تازه بارها پدرم گفته بودن که اگه مادرم نمیخواهند پدرم بازهم حمایتشون میکنند و اگه دوست دارند بازهم میتونند به کارشون ادامه بدهند اما مادرم ترجیح دادند در این بحران پیش اومده کمک حال پدرم باشند!

    میخوام بگم اولویت اول شون همیشه زندگیشون بودن اما شاغل هم بودند، در تمام مراحل هم پدرم پشتیبانشون بودند و هیچوقت تنهاشون نذاشتند، همیشه حمایتشون کردند.


    اما انسان ها باهم متفاوتند شما اگه فکر میکنید که خودتون نمیتونید همسرتون و در این امر همراهی کنید و پشتیبانشون باشید و همینطور دختر خانم و در حدی نمیبینیدکه توانایی این رو داشته باشند که هم کار و هم مسولیت های مادری و همسریشون بتونند بخوبی پیش ببرند .

    و توانایی انجام هر دو باهم ندارند . بهتره خب بیشتر فکر کنید.



    *********راستی شما برای گرفتن نظرات بیشتر در این مورد میتونید تاپیکی جدا باز کنید با عنوان معین و مشخص ، طرح مشکل کنید ، تا اینگونه دوستان بیشتری چنانچه راهنمایی داشته باشند ، راهنماییتون کنند.

    چون عنوانتون و پست اولتون مرتبط با مشکل قبلیتون هست و خیلی از دوستان ممکنه فکر کنند این تاپیک هنوز در حول مشکل قبلی پیش میره.

    شاید برای مشکل جدیدتون راهنمایی بیشتری داشته باشند********
    **برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
    فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
    که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
    یاد نمیگرفتم .....! **

    ویرایش توسط دختر بیخیال : سه شنبه 07 بهمن 93 در ساعت 18:07

  2. 2 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 07 بهمن 93), خوش خیال (سه شنبه 07 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری که باهاش قصد ازدواج دارم اذیتم میکنه...داره علاقم بهش کم میشه
    توسط ahmad13740512 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 تیر 94, 09:24
  2. احساس میکنم شوهرم ادم قدرشناسی نیست واین موضوع اذیتم میکنه
    توسط شاپرک 114 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 21:42
  3. نه خانواده ام حمایتم می کنند و نه شوهرم منو
    توسط دختر 7 در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 اسفند 92, 14:54
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.