سلام ساشا جان ممنون
اره هم میشه گفت که از تنهایی میترسه هم اینکه فکر میکنه من برم خوشبخت نمیشم واقعا نمیدونم مامان دنبال چی میگرده ...
به هرحال من شرایط بدی دارم و این استرس از سمت مخالفت های مامانم باعث شده که اصلا ذوق و شوق نداشته باشم
ایشون به شوهر دوستم گفته که میخوام از همه لحاظ امتحانش کنم حتی بهش بگم که مهریه 14 سکه قبول میکنه یا نه دوستم گفت حواستو جمع کن اما کی دیگه الان 14سکه میذاره آخه ؟؟؟؟ الان عرف جامعه 110تاست اگه میخواد 14 تا بذاره که نذاره بهتره اما نمیدونم چطوری بیان کنم که فکر نکنه مهریه ملاکم هست دوست دارم طوری قانعش کنم که الان عرف 110 تاست میشه کمکم کنید که چطور قانعش کنم؟؟؟؟
سه شنبه شب هم تولد شوهر دوستم که منم دعوت کرد گفت 4 تایی میریم بیرون حالا موندم واسه تولد اون چی بگیرم چون دست خالی هم برم خیلی زشته ... اینم لطفا کمک کنید که چی براش بگیرم ؟؟؟
مامانم مسافرت بود و امروز میاد مطمئنم که ازم سوال میپرسه چه خبر؟؟اما واقعا نمیدونم چی بهش بگم چون واکنشش رو نمیدونم ... به نظرتون چطوری بگم که ایشون و خانوادش شرایط نسبتا خوبی دارن ....
مامانم اول هر رابطه به من میگه تو هیچی حالیت نیست نمیفهمی همش تو این مسائل تحقیرم میکنه اما بعدش یه حرفایی درباره طرف و خانوادش بهش میگمالبته زمانی ک قضیه تموم شده باشه کلی قربون صدقم میره میگه خداروشکر که دختر فهمیده ای بهم داد ... واسه جدایی تشویقم میکنه و واسه وصال تحقیر نمیدونم!!!!!!!1








علاقه مندی ها (Bookmarks)