سلام
تاپیکو تا آخر خوندم
یه جا میخواستم بنویسم تو که به هیکلو چشماش گیر میدی وایراد دیگه ای نمی بینی فکر کن دیگه پی تو رو نگیره چه حسی بهت دست میده؟حتما به فکر فرو میرفتی که چه کیس خوبی و از دست دادم
پس خودتم میدونی این پسره به درد بخوره
مامانتم راضی کن بالاخره که چی این نه یکی دیگه اصلا بهترین مرد دنیاهم بیاد بازم مامانت میخواد گیراشو شروع کنه
بشین بهاش صحبت کت بگو مامان من فکر میکنم تو از رفتن من ناراحتی؟چون تنها میمونی
اگه گفت آره قانعش کن نزدیک تو خونه میگیریم
اگه گفت نه از رفتنت ناراحت نیستم بگو مامانم دردت چیه؟(خودمونی باهاش صحبت کن)
فقط سوتی نده تو این دیدو باز دیداد نظرش نسبت بهت عوض بشه
بریم خریدو امتحانش کنیمو ببینم چی برام میخره و میخواد منو با مهریه امتحان کنه و این بچه بازیارو بزار کنار خودت باش رو راست باش بزار هر فکری میکنه بکنه اگه قسمت باشه جور میشه
پیشاپیش مبارکه
(از خداتم باشه یه پهلوون کنارت راه بره)(ورزش کار جماعت شکمومیشه تو جواب شکمشو بده همه کاری برات میکنه)








علاقه مندی ها (Bookmarks)