سلام
خب دوست عزیز شما که تصمیم خودتو گرفتی پس برای چی دیگه مطرحش میکنی؟
اگر مطمئن بودی که تصمیمت درسته انجامش میدادی....چی باعث شدی که خودت به تصیمیمت و درستیش شک کنی؟
ضمنا دوست عزیز لازمه تغییری در امار و ارقامت بدی ها !!
کی گفته الان هر کی 26 سالشه بچه داره !؟!؟!؟!؟
سن ازدواج و بچه دار شدن رفته بالا.چرا با این تفکرات عجیب خودتو ازار میدی؟
من شخصا به شما نمیگم کدوم راه رو باید انتخاب کنی و کدوم درسته و کدوم غلط
شما انقدر عاقل هستی که مطمئن هستی میتونی یک رابطه رو مدیریت کنی.
اما قبلش داخل پرانتز بهت میگم:
الان یک مشکل داری اونم اینکه ازدواج نکردی ( که دیر یا زود این اتفاق میفته) زمانشو من و شما تعیین نمیکنه.قسمت و سرنوشته و باید صبور بود.شما قسمت ازدواج شما در سی و دو سالگیت باشه.پس انقدر پافشاری نکن.
حالا فرض میگیریم شما با یک اقایی دوست شدی و خواستی نیازهاتو برطرف کنی ...مثلا بیا فرض کن الان یکسال دیگه است:
احتمالاتی که رخ خواهد داد:
1.بعد از مدتی این اقا که از شما همه جور استفاده اش رو کرده میره دنبال یک دختر افتاب مهتاب ندیده
2.شکست روحی و عشقی که متحمل خواهی شد
3.میگی شهرتون کوچیکه...چطور خودتو میخوای از سر زبونا جمع کنی....
4.حالا خواستگار جدید امده اما شما جسمت همون جسم نیست ...اینجاست که کاراگاه بازیا ! شروع میشه....برم دکتر ...اینجا شهر کوچیکه...برم شهر بزرگتر....وای پسره نیاد به شوهرم بگه زنت با من دوست بوده.....عکسا مونو پخش نکنه و .............
شما هنوز تو حال و هوای دوستی و این جور روابط زود گذر هستی....و من فکر میکنم حالا حالا ها حتی اگر خواستگار خوب داشتی هم نباید ازدواج کنی.چون حرفهات مثل دخترهای کم سن و ساله.برای ازدواج بلوغ جسمی کافی نیست بلکه مه تر از اون بلوغ فکریه
موفق باشی
- - - Updated - - -
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)