خیلی واسه من جالب بود شمایی که به اصطلاح حرف از حقوق می زنید . اولا از همه من رو محکوم کردی بدون این که هیچ اطلاعی از وضعیت من داشته باشید.
شما می فرمایید که :
ببین از دید من اتفاقی نیفتاده . شما دیروز این ازدواج قبول کردی . پس برا حفظش تلاش کن . با همسرت رو در رو شو مستقیم باهاش صحبت کن . ببین مشکل کجاست ؟؟؟؟
اما من یک چیزی رو خدمت شما عارض بشم.اگر قرار باشه بنده همه چیز رو تعریف کنم باید 2 ماه شبانه روز اینجا واسه شما تایپ کنم.واقعا این ایمان قلبی رو دارید که بنده پیگیر زندگیم نبودم؟چندین نوبت در چندین جای مختلف به دنبال زنم رفتم .اما هیچ جوابی نگرفتم.
شما می فرمایید صحبت کن؟عزیز من من بار ها و بار ها با همسرم صحبت کردم.همه این اتفاقات رو قبل از وقوع بهشون گفتم.نه از سر بد بینی بلکه فقط و فقط از سر تجربه.
دوست من . شما می فرمایید تعارض؟کدام تعارض؟این که بنده موقعیت خودم رو گفتم تعارض است؟
من این رو فقط روی حساب این می زارم که شما به دلیل عدم آگاهی از همان مسایلی که اسمش را حقوق گذاشتی حرف می زنی.
ازدواج بنده سنتی بوده.اما شما مطمینی از روی جور و اجبار بوده؟مطمینی کسی ایشان رو مجبور به این کار کرده؟قبل از این که هر اتفاقی بیوفته بنده با خانمم صحبت کردم و ایشون به صلاح و رضای خودش انتخاب کرده.
دوست من تعارض این نیست که بنده موقعیت خودم رو گفتم شما از وضعیت همسر و خانواده همسر من اطلاع داری؟
به نظر شما من نمی دانم نفقه چیست و چرا باید شوهر بپردازد؟دوست من نفقه به کسی که از شوهرش سر باز زند باز هم تعلق می گیرد؟آیا شما که از حقوق صحبت می کنی می دانی که توی این چند بار که بنده با خانمم صحبت کردم جز بد و بیراه و نافرمانی چیزی ندیدم.ناشزه بودن رو نمی دونم به چه چیزی و چه کسی نسبت می دهید اما .از نظر شما ناشزه نیستند؟
مهریه ایشون بر اساس عرف شهرستانی که هستیم بسته شده.و اتفاقا با توافق خود ایشون و خانواده ایشون.اتفاقا بنده هیچ ترسی از پرداخت مهریه ندارم. و باز اتفاقا مهریه ایشون حاضر هست.
واقعا متاسف شدم/
دلیل حضور بنده توی این سایت فقط و فقط پیدا کردن راه درست بوده و هست.نه کسی من رو مجبور به حضور کرده و نه دلیل دیگه ای داشته.ولی واقعا به من برخورد وقتی شکلک های خنده شما رو می دیدم.دوست من بدون این بر خوردن از دردی هست که روی دل من هست.از سختی هایی که کشیدم.شما تا این شرایط رو تجربه نکرده باشی نمی تونی بفهمی چی می گم و چی کشیدم.دور از جون شما و جمع فوق العاده بده.بله اگر بنده هم می تونستم زمان رو به عقب بر گردونم هیچ وقت این کارو نمی کردم.اما زمان پیش روی خودم رو اومدم درست کنم.اومدم توی جمعی که خبره هستن و به قول خودتون مسایل حقوقی و مشاور و ...... دور هم هستن . بنده اومدم کمک بگیرم نه این که مضحکه شما بشم دوست خوبم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)