به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    سلام خانم بی نهایت

    تا جاییکه یادم میاد، همیشه اسم ایدی شما قهوه ای بوده ، برای همین الان که ابی کم رنگ شده ، چشمای من خوب عادت نداره ، نمیتونم زیاد توی تاپیکتون وایستم ، برای همین سریع چند تا موضوع رو میگم و میرم

    کلا موضوع شما نه تنها مشکل نیست ، بلکه حتی مساله هم نیست … کلا هیچی نیست اونم به یک دلیل ، چون شما هدف غایی زندگیتون مشخص هست .. اونم چیزی نیست جز رضای خداوند و هدف نهایی افرینش … و همین باعث میشه مسله شما تا اون حد که فکر میکنید پیچیدگی نداشته باشه…

    پس سیستم استاندارد شما که همه چیز رو احتمالا توی زندگیتون بر اساس اون ست میکنید (به قول شما مهندسا کالیبره میکنید ) ، سیستم خدایی هست…

    وقتی کسی بیس زندگیش خدایی باشه با کسی که این بیس بی ارتباط با خدا باشه یا علی السویه باشه… اهدافش ، ارزشهاش ، نگاهش به زندگی متفاوت هست…

    هدف گذاری توی سیستم خدایی با سیستم های متریالیستی و مادی ، دو تا تفاوت اساسی داره…

    اول اینکه توی سیستم خدایی نتیجه مهم نیست و اون چیزی که مهم هست انجام وظیفه هست ولی توی سیستم های دنیوی و مادی اینطور نیست و نتیجه فوق العاده مهمه…

    مثلا یک نفر وظیفه خودش میدونه که با توجه به استعدادی که داره کنکور بده و وارد دانشگاه بشه .. این فرد یکسال مداوم تلاش شبانه روزی میکنه ولی در نهایت موفق نمیشه وارد دانشگاه بشه…

    حالا وقتی توی سیستم خدایی این فرد میخواد ارزشیابی بشه این فرد برنده هست چون تلاشش رو کرده و نتیجه هم به اون ربطی نداشته ، خدای مهربون صلاح ندونسته اون فرد وارد دانشگاه بشه و اتفاقات رو طوری رقم زده که از ورود به دانشگاه باز مونده ولی با این وجود مورد تحسین خداوند هست …

    اما همین فرد تا اخر عمر بخاطر اینکه نتونسته وارد دانشگاه بشه مورد سرکوفت خانواده و جامعه ممکنه قرار بگیره….


    اما موضوع دوم اینکه کسی که بیس زندگیش الهی باشه ، میدونه که زندگیش هیچ وقت تموم نمیشه و تا ابد پربرجا هست ، پس نتیجه اعمال و رفتارش همیشه همراهش خواهد بود ولو اینکه شاید ظاهر اون عمل از زندگیش محو شده باشه… ولی وقتی بیس زندگی دنیوی باشه دیگه این نگاه نیست و تمام تلاش ما برای چیزهایی هست که توی همین دنیا اثرش رو مشاهده کنیم…

    حالا با توجه به این مقدمه و اینکه هدف کلان زندگی شما کسب رضایت خداوند هست … دیگه سردرگمی نداره .. این هدف کلان رو بزارید سر در زندگیتون و همیشه قطب نمای زندگیتون رو با اون ست کنید….

    وقتی اون هدف اصلی زندگی بشه رضای خداوندی… میشه با زیرکی هر لحظه زندگی رو طوری زیست که به اون هدف لحظه به لحظه نزدیکتر شد و در مسیر رسیدن به اون هدف گام برداشت…

    شب میخوای بخوابی… همه مردم میخوابن.. اما نیت میکنی خدایا برای قرب و رضای تو میخوابم که فردا انرژی کامل داشته باشم برای یک روز خدایی… غذا میخوری همینطور نیت میکنی که انرژی داشته باشم در راه تو گام بردارم… عطر میزنی به خودت همینطور … عذرخواهم… حتی اجابت مزاج حتی روابط جنسی و… تمام زندگیت رو میتونی خدایی کنی و بدین شکل در مسیر هدف اصلی گام برداری…

    حالا من توی همین نوشته های شما یک دو مورد به چشمم خورد که میخوام بسطش بدم.

    من تاپیکهای قبلی شما رو مطالعه نکردم و اگه خدایی نکرده مطلبی الان درج کردم بر اساس پیش قضاوتی نزارید بلکه بر اساس کم بودن اطلاعات من بزارید…


    یه اقایی هست، خیلی انسان عابدی هست ، و اون هم هدفش از زندگی کسب رضای خداست ، شب با همسرش دعواش میشه و دل همسرش رو میشکنه… اقا خیلی نماز شب خون هست ، شب پا میشه نماز شب میخونه و طبق همیشه کلی اشک میریزه و سجاده اش رو خیس اشک میکنه… خدا بهش میگه نمازت به درد خودت میخوره.. کی از تو نماز شب خواست؟ تو اگه دنبال رضایت من هستی ، رضایت من در اینه که دل همسرت رو به دست بیاری ، دلش رو نشکونی … یک کار به این واجبی رو ول کردی و به جای اینکه همسرت رو اروم کنی کار مهمه رو ول کردی و اومدی دنبال نماز شب مستحب که حواس من رو پرت کنی؟ این داستان رو داشته باشید…


    خانم بی نهایت همین لحظات زندگی ، هر لحظه اش میتونه ما رو به هدف اصلی نزدیک کنه به شرطیکه هوشیار باشیم… توی نوشته هاتون خیلی به سردی از همسرتون یاد کردید.. گفتید عشقتون زیاد شاخ و بال نداره…

    شما نقش اولی که در این دنیا دارید قبل از اینکه دانشجو باشید ، یا شاغل یا مدیر و…. یک همسر هستید و یک مادر…

    پس اگه میخواید به اون هدف اصلیه برسید ، باید تمرکز اصلیتون روی این دو نقش باشه… ایا واقعا تمام تلاشتون رو دارید میکنید که حرارت عشق رو در زندگی بیشتر کنید یا صرفا بیخیالی دارید طی میکنید؟ و به این وضع راضی هستید چون همه چی به ظاهر ارومه؟

    توی سوره روم خداوند میفرماید :

    وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ


    • و از نشانه های قدرت اوست که برايتان از جنس خودتان همسرانی آفريد تا به ايشان آرامش يابيد ، و ميان شما دوستی و مهربانی نهاد در اين عبرتهايی است برای مردمی که تفکر می کنند


    پس خداوند داره توی این ایه به ما میگه ، چه مرد باشی و چه زن ، وقتی ازدواج میکنی ، اگه دنبال کسب رضایت من هستی ، وقتی من ازت راضی هستم که بعنوان همسر نقشت رو خوب ایفا کنی و زمانی خوب ایفا میکنی که همسرت در کنارت ارامش داشته باشه و....

    یا اینکه شما دو تا فرزند دارید ، من که حتی یک دونه زن هم ندارم چه برسه به فرزند ولی هر خانمی که دور و برم میبینم با یک دو تا بچه تمام وقتش پر هست… یکی از چیزهایی که بالا بهش اشاره کردم و اثر دائمی داره در زندگی ما و حتی بعد از مرگ هم ما رو ول نمیکنه ، تربیت فرزند هست … میگن وقتی میمیری حتی اگه یک یک ریالی برای بچه ات نزاری ، کسی بازخواستت نمیکنه که چرا برای بچه ات ثروتی به جا نزاشتی ولی بابت تربیت بچه ، مو رو از ماست میکشن بیرون… به نظر شما چیزی که میتونه برای ما باقیات صالحات باشه ارزش این رو نداره روش بطور فوق العاده وقت بزاریم؟ بعد اگه بخوایم بصورت ویژه وقت بزاریم ایا اصلا وقت خالی برای خیلی از کارها و نقشه های دیگه میمونه؟

    پس بصورت خلاصه اینکه چون شما هدف کلان زندگیتون مشخص هست ، همین زندگی روتینی که دارید رو بر اساس اون هدف اصلی خیلی میتونید هدفمند و جهت دار طراحی کنید…

    فقط یک نکته که ممکن شما اصلا صورت مسالتون این بوده باشه و خیلی از خانمهای جامعه ما بهش مبتلا به هستن این هست که … خیلی از خانم ها، امروزه دنبال نقش های بزرگ اجتماعی هستن … فلان مدرک رو بگیرن فلان شغل رو کسب کنن، فلان منصب اجتماعی رو بگیرن و...

    من به این موضوع نپرداختم ، چون بعید به نظر میرسه در سیستم خدایی ، یک زن با توجه به نقشهای مهمتری که ازش انتظار هست این موضوعات که در جامعه براش خیلی کف و هورا میکشن ، به همون اندازه ارزش داشتن در جامعه، در سیستم خدایی بولد و هایلایت نیست…ولی با این وجود اگر اهداف خارج از چارچوب خانواده هم دنبال میکنید و محدودیت حضور در اجتماع دارید که الان هم میشه در منزل تحصیل کرد و هم به لطف اینترنت بسیاری از مشاغل رو میشه در منزل انجام داد یا پروژه ها و تحقیقات و….

    ولی فراموش نکنید چون سیستم زندگی شما خدایی هست با سیستم دنیوی ارزشهاش متفاوت هست.. توی یک دانشگاه قطعا یک رییس دانشگاه بالاترین موقعیت رو داره اما شاید از دید خداوند یک کارگر ساده سلف دانشگاه بسیار اثرگذارتر از اون رییسه باشه ، چون نسبت به توان و موقعیتی که داره بهتر و کاراتر ممکنه فعالیت کنه.

    و مورد اخر اینکه ، اینکه اینطور در مورد نیمه دوم زندگیتون مینویسید ، اولا که معلوم نیست نیمه دوم هست یا ثلث دوم ، بعد هم اینکه هر مقطعی از زندگی زیباییهای خودش رو داره و اینکه ما موظفیم تا اخرین نفسمون شور زندگی داشته باشیم و مفید و هدفمند حرکت کنیم.. همونطور که حضرت علی میفرمایند ، طوری برای دنیاتون زندگی کنید که گویی تا اخر دنیا زنده هستید و طوری برای اخرت کار کنید که گویی لحظه ای دیگر از دنیا خواهید رفت….

    چقدر زیاد نوشتم ، فکر نمیکردم بیشتر از چند خط بنویسم ، کلا سرعت تایپ من از سرعت حرف زدنم بیشتره ، یعنی تا شما یک اینتر بزنید من چند صفحه تایپ کردم ، در اینده قصد دارم بجای حرف زدن با زنم ، از سیستم چت و اس ام اس استفاده کنم مثلا شب که خوابیدیم ، بجای اینکه به زنم بگم ، زن جان اون سر پتو رو یکم شل کن ، اینطرف از روی من پس شده دارم یخ میزنم.. بجای اینکه اینو بهش بگم ، اگر اس ام اسش رو بنویسم و تا به دستش برسه ، زودتر ترتیب اثر داده میشه تا اینکه بخوام بهش بگم …


    أَلَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
    آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

    ( زمر / 36 )


  2. 8 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 30 بهمن 93), m.reza91 (پنجشنبه 30 بهمن 93), meysamm (پنجشنبه 30 بهمن 93), paiize (پنجشنبه 30 بهمن 93), فرشته مهربان (یکشنبه 02 فروردین 94), بی نهایت (پنجشنبه 30 بهمن 93), شیدا. (پنجشنبه 30 بهمن 93), صبا_2009 (پنجشنبه 30 بهمن 93)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array
    سلام بی نهایت عزیزم.
    همان ابتدای تاپیکت می خواستم بنویسم برات، اما شک کردم که نکنه من اشتباه فکر می کنم و چیزی بنویسم که دور باشه از تو ...

    اغلب دوستان نوشته اند که تمرکز بر روی وجه "مادرانه" و "همسرانه" شما بهترین هدف ممکن و حتی تنها هدف شایسته توجه است. راستش من مرددم که این نگاه مطلقا درست باشد. همانطور که اگر یک دانشجو تمام زمان های تحصیلش را صرفا، در راستای درس خواندن و طی درجات تحصیلی بگذراند، پس از تمام شدن درسش دچار خلا می شود، جنبه "مادر بودن" و "همسر بودن" شما هم، تنها، یک جنبه از وجود شماست و تمرکز مطلق بر آن، شما را به همان جایی می رساند که اکنون رسانده. ممکن است یک "مادر بی نقص" بشوید اما ده سال دیگر که بچه ها آهسته آهسته مستقل شوند و وظیفه مادری شما تنها به تلفن های هر از گاهی و جویا شدن از سلامتی شان خلاصه شود، از خودتان می پرسید که برای "خود خودتان" چه کرده اید...

    خلاصه اینکه شما تمام نیاز های اولیه‌تان را تامین کرده اید، در وجه های عمومی زندگیتان به اندازه کافی و لازم رشد کرده اید و اکنون این فرصت و { با بزرگ تر شدن بچه ها} این فراغت را بیش از بیش خواهید داشت که عمق زندگیتان را بیشتر کنید.

    پرسش اینجاست که "چگونه" :
    آدم های عمیق زیادی را دیده ام که در این نقطه زندگیشان، کارهای تفاوتی می کنند:

    یک نفر می رود دنبال یادگیری زبان دوم و سوم و چهارم، تا باقی مردم دنیا را بهتر بفهمد

    یک نفر می رود دنبال ایجاد یک کسب و کار مستقل تا هم توانایی خودش را رشد بدهد و هم دیگران را بر سر سفره استعدادش بنشاند

    یک نفر دیگر به ادامه تحصیل فکر می کند

    دیگری با خود قرار می گذارد هر شش ماه یکبار یک عادت ناخوش خویش را ترک کند

    کس دیگری خیریه می زند و تلاش می کند وقتش را صرف خوشبختی دیگران و رضایت درونی حاصل برای خودش بکند

    یک نفر دیگر نوجوانی و آغاز جوانی اش را ورق می زند و دنبال آرزوهای لذت بخشی می گردد که فراموش شده اند. آرزوهایی مثل "پرواز" . و تلاش می کند با امکانات فعلی اش، آنها را عملی کند

    یک نفر دیگر هم تا 38 سالگی همچنان با همین فرمان می رود، اما حرف یک رهگذر، جرقه ای می شود تا به خودش بیاید و مسیر تازه ای را شروع کند. سیری که هنوز بعد از چند صد سال نه تنها برای ما که برای همه مردم دنیا شگفت انگیز است.... مولانا را می گویم ...

    اکنون خوبست شما هم بنشینی و ببینی زیرلایه های فکری ات شما را به کدام سو علاقه مند می کند. عطش چه چیزی را داری که آرام شوی ؟ کجای درونت خالیست که احساس رضایت کامل نمی کنی؟ ... و بعد مسئله را امکان سنجی کنی و سپس هدف گذاری.

    شاد باشی
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا

  4. 9 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    khaleghezey (پنجشنبه 30 بهمن 93), m.reza91 (پنجشنبه 30 بهمن 93), meysamm (پنجشنبه 30 بهمن 93), paiize (پنجشنبه 30 بهمن 93), فرهنگ 27 (پنجشنبه 30 بهمن 93), مهرااد (پنجشنبه 30 بهمن 93), بی نهایت (پنجشنبه 30 بهمن 93), شیدا. (پنجشنبه 30 بهمن 93), صبا_2009 (پنجشنبه 30 بهمن 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.