سلام دوستان ممنون که به تاپیک من سر زدیددر دامه اشتباهاتم به ترتیب می گم که اگر انجام نمیدادم شون جز خوشبخترین های بودم
1حتما اگر مایل به ادامه تحصیل وکار هستید روز عقد از همسرتون تعهد بگیرید ودر عقد نامه ذکر کنید شاید شما هم مثل من فکرکنید اگر مردی بخواهد که نذاره همسرش ادامه تحصیل بده یا بره سرکار ربطی به این چیز ها نداره اما این کار دوتا حسن داره یکی اینکه اگر واقعا وقلبا مخالف باشه اصلا همچین تعهدی رو هرگز نمیده واون وقته که شما می تونید تصمیم بگیرید که با این اقا ازدواج کنید یانهواگر این تعهد بدهدر اینده نمتونه به صورت قانونی مانع ادامه کار یا تحصیل شما بشه وسوم اینکه این کار هیچ ضرری نداره وجنگ اول به از صلح اخر
2صداقت گفتن اینکه من الان دارم کجا میرم یا اینکه مامانم درباره تو چی گفته نیست صداقت یعنی هر موقع ناراحت بودم با تمام احساسم بیام بهت بگم اگر خواستم گریه کنمسرم روی شونه های تو بذارم گریه کنم یعنی تا تواز دلم در نیاوردی نبخشم بخشش از بزرگترون من بزرگ نیستم که بخوام ببخشم یعنی ناراحتی من وقتی ازدلم در اومد بگذرم
3 بزرگترین اشتباه من توی زندگیم برداشت اشتباه از جمله بخشش از بزرگترونه بود که در ادامه توضیح میدم
4 جلوی گیر های الکی وای می ایستادم وقتی به من می گفت موهاتو بده من به جای اینکه یک هوبدم تو باید این اطمینان بهش میدام که من خودم حواسم هست من عاشق حجابم هستم باید بهش میگفتم که چرا زودتر نگفتی یعنی بهش اطمینان میدم که من دلم می خواد با حجاب باشم وبیرون اومدن موهام از سر عمد نبوده
5وقتی الکی باهام سر چییز های خیلی کوچیک قهر میکرد خیلی جدی محکم می گفتم من اشتباهی مرتکب نشدم که بخوام عذر خواهی کنم این حق منه که وقتی اشتباهی رتکب ندم عذر خواهی نکنم من با عذر خواهی هام فقط واسه اینکه می خواستم دیگه ادامه نده قهرشو باعث شدم که اون فکر کنه که اره درست متوجه شده من حتما اشتباه کردم وبدی در حق اون انجام ددم این یکی از اشتباهت من بود
6توی دوران عقدزیاد خونه مادر شوهرم نمی موندم ونهایتش فقط یک شب اونجا در هفته وای می ستادم چون هرکسی خونه خودش راحته وگاهی دوست نداره مهمونی بیاد خونه خودش الان که خونه دارم واقعا این موضوع درک میکنم من اوایل عقدم هفته ای چهارشب به اصرار شوهرم اونجا بودم واین باعث شد شدیدا روشون توی روی من باز بشه وچون زیاد اونجا می موندم باید کار های خونه شون انجام میدادم کلی عذاب داشتم شوهرم الان میگه اگه یک دختر داشته باشم از اول میگم ما رسم داریم دختر خونه مادرشوهرش شب وای نسته وبا این جمله مارسم داریم خودم راحت میکنمالبته هفتهای یک بار حتما به خونه همسری سر میزدم
7دوستان میشه لطف کنید ونظرتون در مورداین جمله وبرداشت شخصی تون بنویسیدبخشش از بزرگترون








علاقه مندی ها (Bookmarks)