سلام به جواد و همه شما كه اكنون در خواندن این متون هستید.
جوادی كه درونم هست مرتب برایم تكرار می كنه كه در هیاهوی این جهان، در نارحتی ها و غم های این دنیا ،در فشارهای روز افزون ماده اطرافمان. همیشه یك جایی هست كه می تواند آرام باشد. می توان در خنكای نسیم روحنواز آن استراحت كرد. و دیگرانی كه متلاطم هستند را به آنجا آورد و ازشان تیمارداری كرد.
جواد خودش همیشه این كار را عملا می كرد.
او كنج دنجی از این دنیای به ظاهر پرهرج و مرج را مشخص كرده بود. كه هم خودش در آن می آرامید و هم دیگران را به آنجا همیشه دعوت می كرد.
و جالب اینكه این گوشه آرامش بخش ،ارزان و آسان بود، و هیچ امكاناتی نمی خواست. به طوری بود كه هر كس می توانست آنرا به سادگی تهیه كند.
آری
جواد قلبی داشت كه فضای آن آرام و شاد بود. و همیشه ما مهمان آن بودیم.
او قفلهای مطمئن بر ورودی های وجودش زده بود كه فقط و فقط به روی آن كسان یا چیزهایی باز می كرد كه خودش انتخاب می كرد و دوست داشت.
قلب جواد برای هر كس و هرچیزی باز نبود. حساب و كتاب داشت.
غم خیر؟
نگرانی خیر؟
تردید خیر؟
وسوسه خیر؟
لذت خیر؟
خود خواهی خیر؟
دروغ خیر؟
حرص خیر؟
هوس خیر
و .....
اما تلاش بلی
اراده بلی
تدبیر بلی
امید بلی
همكاری بلی
صداقت بلی
شجاعت بلی
انتخاب بلی
شادی بلی
دلگرمی بلی
و.....
آرای جواد بسیار در ورودی های قلبش سخت گیر بود.
او مدعی بود كه بهترین آفریده خداست، و قلبش جای عزیزی هست.
قلبی كه بی حساب و كتاب هر چیزی به آن وارد شود و خارج شود، هم مایه دلتنگی خود و هم مایه عذاب دیگران است.
انرژی ها و توانهای جواد صرف پاسداری از درونمایه های قلبش می شد.
اما این قلب گرم و صمیمی به روی دوستانش باز بود.
هر كس كه به آرامش دل جواد مهمان می شد،هرگز طعم شیرین رهایی را از یاد نمی برد.
حزن و خوف درون دل جواد وارد نمی شد.
و همه اینها را مخصوص او می دانست.
او حزن دوری از معشوق حقیقی اش ، یعنی آن آفریننده بی همتا حس می كرد و خوف و نگرانی اش نسبت به احتمال رنجوندن وجود مقدس حق تعالی ، بود.
و اكنون می بینیم كه چگونه قلبهای باز به سوی هر چیزی ، ندامت و پشیمانی و عصیان و عصبانیت را با خود یكی كرده اند.
و اكنون می بینیم كه هر كسی به سوی می دود و به ریسمانی چنگ می زند.
غافل از امن ترین نقطه وجودش یعنی قلب ....
و این قلب وقتی كه با تدبیر و تدبر و تلاش فرد تمیز می شود و حفظ می گردد، امنیت فزاینده ای به صاحبش می بخشد كه می تواند دیگران را نیز مهمان كند.
جواد پس بر من خرده نگیر كه دلم دم به دم برایت تنگ شود. برای آن قلبی كه آرزوی همگان هست. برای آن آرامسرایی كه به جدیت و تدبیر فراهم كردی.
و من هر لحظه هوسم هست كه دمی در آن بیاسایم.
و سعی می كنم كه در این تاپیك به یادت و با روشت تمرین هایی ساده انجام دهیم تا كم كم بتوانیم در واقعیت به كار گیریم ، آری موفق خواهیم شد. چون امید داریم و تلاش می كنیم.
جواد میدونی چقدر دلم برات تنگ شده!؟







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)