کار با وزنه و ... نیاز به مربی داره.
کار خطرناکی می کنی که می خوای تو خونه انجام بدی.
مخصوصا که می گی بدنت هم ضعیف هست و ممکنه به استخونها و مفاصلت آسیب برسونی که دیگه قابل جبران نباشه.
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
کار با وزنه و ... نیاز به مربی داره.
کار خطرناکی می کنی که می خوای تو خونه انجام بدی.
مخصوصا که می گی بدنت هم ضعیف هست و ممکنه به استخونها و مفاصلت آسیب برسونی که دیگه قابل جبران نباشه.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
(آسمانی آبی) (شنبه 02 اسفند 93), meinoush (شنبه 02 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), سوده 82 (شنبه 02 اسفند 93)
تشکرشده 9 در 6 پست
تیک تاک عزیز مرسی چشم به انجمن های بدنسازی سر میزنم ولی سوال میپرسی جوابتو نمیدن. شیدا خانم قیافه و هیکلم و قدم به بابام رفته که هر چی میکشم از بابام. میکشم. اگه اون اینجوری نبود مطمئنن منم اینجوری نمیشدم. بدنم اونقد ضعیف نیست که دیگه نتونم با وزنه کار کنم
شیدا. (شنبه 02 اسفند 93)
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
وزنه نزن. خیلی به مرور و ملایم بدنت رو تقویت کن. بدو. دویدن با کفش مناسب و نرم نرم که بهتره.
وزنه رو اگه درست نزنی صدمه می بینی. یکی بود لاغر بود وزنه زیاد ناجور زده بود مشکل پیدا کرده بود کمرش.
سلامتت رو اولویت بذار. بعد در راستای سلامتت به ورزش مناسب و ملایم انتخاب کن. چیزی که هم روحیه ات رو بهتر کنه و کم کم هم جسمت رو. تو بهترین و همینطور سالم ترین فرم خودت باش. همین.
موفق باشی.
(آسمانی آبی) (یکشنبه 03 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 04 اسفند 93)
تشکرشده 9 در 6 پست
ورزش و کارای دیگه حوصله میخوادکه من ندارم. گور بابای سلامتی اگه بخوام اینجوری ضعیف و لاغر باشم میخوام سلامتی نباشه. کدوم ادمه که دلش بخواد سرطان بگیره قطعا کسی نیست ولی من یکی دلم میخواد سرطان بگیرم از شر این زندگی خلاص بشم تحمل این زندگی واسم خیلی سخت شده.
تشکرشده 51 در 23 پست
سلام .دوست عزیز اول نمیخاستم نظری بدم چون دوستان باندازه کافی وخیلی خوب راهنمایی کردن.
ولی یچیزو نتونستم نگم بهت.
شما یه حالتی داری ک من خیلی خوب درکش میکنم وخودم داشتم همچین حسو حالا نه دقیقا همین ،مشابهشو واونم اینه:ناله کردن .
این تجربه شخصی منه ، شما تا اخر عمرت میتونی بشینی ناله کنی وبه همه بگی ک چقد بدبختی وثابت کنی اینو بهشون ،دیگرانم ی دستی بکشن بسرتو بگن اخییی چقد این بیچارس وبرن .بعد بخودت میای میبینی عمرت هدر رفته ودیگرانم هیچ کاری برات نکردن چون براشون مهم نیست اونا زندگی خودشونو دارن ودغدغه های خودشون.
الان دوستان باندازه کافی شمارو راهنمایی کردن فقط داستان اینه که باید پا بذاری رو این حس ناله کردنت وتمومش کنی ،شده بخودتم ثابت کنی ک میتونی ،اونوقت از یه ادم قابل ترحم تبدیل میشی به ی ادم قوی وقابل تامل ، ممکنه حتی ظاهرت مثل اون دوستمون تغییری نکنه ولی مطمنا شخصیتت حتما تغییر میکنه.
حالا انتخاب با خودته میتونی بشینی ب ناله کردن ادامه بدی یا نه پاشی و خودتو درست کنی.
این شعار نیست تجربه شخصیه ،حالا فک میکنم کاش زودتر اینو فهمیده بودم واون سالهایی ک از دست دادم رو هم مفت نمیرفت
ویرایش توسط solyyy : یکشنبه 03 اسفند 93 در ساعت 12:06
(آسمانی آبی) (یکشنبه 03 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 04 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 04 اسفند 93)
تشکرشده 9 در 6 پست
Solyyy حرفای شما رو قبول دارم ولی برداشت شما از حرفای من درست نبود چون من حرف نمیزنم که بخوام بقیه دل بسوزونن چون اینکار خیلی بی معنی و بیخوده. مطمئنم اگه همین شخصیتو داشتم همین اخلاقو داشتم ولی ظاهرم کلا ی جوری دیگه بود الان وضعم خیلی بهتر بود خیلی خیلی خیلی خیلی. ی سوال از همتون میپرسم فقط جوابو بدون شعار دادن بگید.بهترین لحظه زندگی آدما چه لحضه هایی؟؟؟بهترین لحظه زندگی آدما موقعیه که ازدواج میکنن شب عروسیشونه. بچه دارشدنشونه. شغل پیدا کردن و خونه مستقل داشتن .حالا سوال اینه اگه از زندگی ی آدم این لحظه ها حذف بشه چی میشه؟ ؟؟اون آدم باید چیکار کنه؟ ؟چی بگه؟ ؟
ویرایش توسط پسر 1395 : یکشنبه 03 اسفند 93 در ساعت 15:28
تشکرشده 3,304 در 1,073 پست
خب پسر خوب چرا باید این لحظه ها حذف شه
خدا رو شکن کن که بدن سالم داری خیلی ها با وجود معلولیت باز هم تشکلیل خانواده دادن و زندگی خوبی دارن
برو یه سربت اشتها آور از داروخونه بگیر یه کم تلاش کن تو خونه در حال استراحت هستی
نه میری دنبال شغلی که در آمدی داشته باشه نه تلاشی می کنی فقط شکایت!!
میگن برو کارشناس تغذیه می گی پولشو ندارم
بعد چه طوری می خوای خانواده تشکیل بدی ؟ خانومت ازت چیزی بخواد جی حوابشو می دی ؟
مطمئنااگه شغل مناسبی برای خودت پیدا کنی اعتماد به نفس و روحیه ات بهتر میشه
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟
تشکرشده 9 در 6 پست
نمیدونم اون معلول چه فکری پیش خودش کرده حتما شرایط ازدواج واسش جور شده.اگه شغل ندارم تقصیر من نیست. این چیزایی که گفتم دور منو خط کشیدن. بعضی موقع ها مادرم تیکه میندازه میگه خدایی نکرده میخواد عروسی پسرم باشه میگه از هیچی شانس نیووردم
تشکرشده 833 در 318 پست
سلام.دوست عزیز خیلی داری منفی بافی میکنی دیگه،مظمطئن باش خدا تو وجودت استعداد هایی گذاشته که لاغری و قیافه مردونه توش گمه.بگرد اونو پیدا کن.دست از منفی بافی هم بردار.
(آسمانی آبی) (دوشنبه 04 اسفند 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 04 اسفند 93), شیدا. (دوشنبه 04 اسفند 93)
تشکرشده 51 در 23 پست
نه دوست عزیز .من منظور شمارو متوجه شدم شما منظور منو نگرفتی.
من نگفتم عمدا داری اینکارو میکنی .شما دیگه الان ناخوداگاه داری این کارو میکنی.به اصطلاح میشینی واسه خودت روضه میخونی .این شده ی عادت روانی برات .
میدونی یه بهترین لحظه هست ک شما اونو جا انداختی واونم اینه :لحظه ای ک انقد قوی شدی ک اونی ک بهش حسرت میخوردی ویه روز ارزو داشتی مث اون باشی به چشم رقیب بهت نگاه کنه.یه لحظه فکرشو بکن ک باین مرحله رسیدی وانقد قوی شدی.من این لحظه قشنگو تجربه کردم .امیدوارم شمام بتونی ودست از این وانمود کردن به ضعیف بودن برداری .
من بهت قول میدم اگه این لحظه رو تجربه کردی .بعدش حتما حتما اون لحظات مدنظرت رو هم بدست میاری وردک میکنی .انتخاب با خودته.
پسر خوب فیلم ک میتونی ببینی بشین چارتا فیلم ببین یکم بت انگیزه بده هزینه انچنانیم نداره.
رستگاری در شاووشنگو حتما ببین
ویرایش توسط solyyy : دوشنبه 04 اسفند 93 در ساعت 13:07
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)