نقل قول نوشته اصلی توسط love less نمایش پست ها
سلام فدایی یار عزیز

مدتی به خودم میگفتم فدایی کجاست؟ نگو سرش شلوغه. خوبم شلوغه. :)

پاسخ قاطعی برایت نداشتم. اما دلم برای مصاحبت با تو دوست عزیز ، تنگ شده بود.
خودت بهتر میدونی که اینجا یک راه بیشتر واسه سوالت ، پیشنهاد نمیکنند. جالب این که بسیاری نیز دیگر به این روش ها حداقل عمل نمیکنند.حتی از پیشکسوت ها.

اما بنده اگرجای شما بودم :
البته شخصیت بنده کمی با شما متفاوته.

در ابتدای کار می رفتم با خود ایشون صحبت می کردم. در یک محیط اروم از ایشون درخواست میکردم که برای لحظاتی وقتشون رو در اختیارم قرار بدن و خیلی ساده موضوع رو با ایشون در میون میگذاشتم. این که به ایشون علاقه دارم و اگه اجازه بدن فرصتی برای اشناییه بیشتر مهیا بشه.
اگر ایشون متاهل شده باشن که خب ، عنوان میکنند و ایشون به خیر و شما به سلامت. نهایتا یه عذر خواهی کوچک لازم میشه.
در غیر اینصورت ، اگر به هر دلیل اولیه ای ، ایشون مایل نباشند ، میتونند همونجا عنوان کنند که مثلا قصد ندارند ، یا هر دلیل دیگه ای. که خب همونجا متوجه می شید و سایر مسائل خانواده و خواستگاری و مسائلش و متعلقاتش ، بیخودی پیش نمیاد.
حالت نهایی و مطلوب ما هم که ، خب یک راه ارتباطی برقرار میشه (تلفتن ،id، ...) تا شما بتونید به همراه خانواده گرام ، به حضور خونوادشون برسید. پروسه شناختتون رو هم قبل یا بعد از این اتفاق ، بسته به نگرشتون می تونید پیگیری کنید.

در مورد زمان هم به نظرم در اولین فرصتی که خودت رو اماده دیدی. ترجیحا اما در ایام امتحانات نباشه. مگر محدودیت زمانی ای که برای انتخاب شهر داری مانع بشه.

در هر صورت امیدوارم موفق باشی رفیق.
سلام دوست خوبم جناب love less قبل این که بخوام حرفای دلمو این جا بزنم اول کامل جواب شما دوست عزیز رو می نویسم... خیلی ازتون ممنونم...
راستش فکر نمی کردم این جا در یاد کسی باشم...درسته یه زمانی هر روز نظر می دادم ولی بیش تر تاپیک هایی بود که نظرات داخلش خیلی کم بود...اخه همیشه سعی میکنم تاپیکایی نظر بدم که شاید یه تجربه ای راجبش داشته باشم...


ا زحدود 4 ماه مونده به کنکور دیگه کلا این جا امدم رو قطع کردم.... اخه دیدم خیلی وقت می زارم این جا و خلاصه قسمت نشد و کم سعادتی بنده بود در جمع شما دوستان گل نباشم...

یه چیز بگم من همیشه سعی میکنم صداقتمو از دست ندم..شاید این تنهایی دارایی من باشه الان که دارایی حساب بشه...نمی دونم توی تاپیک های قبلی و کدوم تاپیک دقیقا با شما دوست خوبم مصاحبت داشتم ولی واقعا پست شمتا برام بسیار دلگرم کننده و خوشحال کننده بود..ازتون تشکر ویژه میکنم...

راستی توی تاپیک امضاتون هم چند تا نظر میدم در اینده...خیلی تاپیک خوبی دارید..تشکر میکنم بابت داشتن چنین روحیه ای....

از ارزوهای خوبت هم برام ممنونم.

- - - Updated - - -

دوستان عزیزی که لطف کردید در تاپیکم شرکت کردید و نظر دادید... متوجه شدم که اون خانم مد نظر من ازدواج کردند...الحق که دختر خوب روی زمین نمی مونه...

اگه شاید پارسال کمی شرایطم بهتر بود و اقدام می کردم این طوری نمی شد... شایدم نه اصلا کلا اون خانم قسمتم نبود...افسوس خورم... البته نه این که چنین دختری پیدا نشه و...

ولی دیگه من برای ازدواج احتمالا 4 یا 5 سال دیگه اقدام می کنم..همیشه از کسانی که در سن بالا ازدواج می کردند حس خوبی بهشون نداشتم...شاید تقدیر این بود که منم وضعیتم چنین بشه.روزای خوب این روز هام تکمیل شد.!!

با تشکر.