به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 11 , از مجموع 11
  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 00:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-18
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    4,145
    سطح
    40
    Points: 4,145, Level: 40
    Level completed: 98%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    462

    تشکرشده 404 در 152 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.

    شیدا جان نگرانی دوستانه شما رو درک میکنم.

    متن طولانی که مینویسم نشون دهنده ی میزان شلوغ بودن ذهن منه. واقعا معذرت میخوام.

    من برای خودم برنامه ریختم که فقط شب ها ساعت 2 تا 4 اگه بیدار بودم حق دارم کتاب روانشناسی بخونم چون به خاطر حجم کارام خسته میشم اصولا و خواب خوابم. اما متاسفانه اونقدر

    برام جذاب شده که تمام کارام رو انجام میدم و برنامه هام رو به صورت منظم میرسم و حتی ورزشم میکنم!!! تا بهانه ای برای سرزنش خودم دست خودم ندم که باز جو گرفتت و داری به

    سلامتیت لطمه میزنی آخرشم که هیچیه و تصمیم دارم حتی برنامه ی زبان رو هم به روزهام اضافه کنم به صورت کاملا جدی.

    ولی انگار ثانیه ها رو میشمرم که به مطالعه ام برسم. من کتاب که میخونم هیجان زده میشم و کلا خواب از سرم میپره!!! انگار خستگی از تنم در میاد.

    نیاز به خوابم کمتر شده و انرژیم بیشتر شده!!! مثل اون موقع ها که برا المپیاد و کنکور میخوندم شدم. یه چرت میزنم و دوباره بلند میشم انگار 10 ساعت خوابیدم.

    اصلا متوجه گذر ساعات نمیشم و غرق میشم تو کتاب.

    بنابراین امیدوارم عمق خواسته ی من و جدیتم تو کارم رو متوجه باشید. باور کنید من برای تنبیه خودم قرار گذاشتم تغذیه ام رو که فکر میکردم هیچ وقت امکان نداره بتونم تنظیمش کنم!!!!!!

    رو درست کردم. به خودم گفتم اول غذا بعد کتاب . به صورت کاملا اتوماتیک تغذیه ام درست شده!!. حتی بدون اینکه خودم متوجه باشم سر ساعت غذا میخورم. قبلا مدام با خودم درگیر بودم

    که غلط میکنی غذا نمیخوری ولی حالا اصلا مشکلی ندارم.

    من تازه تازه دارم بازی های کودکیم و فیلم های مورد علاقه ی کودکیم و فکرایی که اونوقت داشتم و کلا هر آنچه یادم میاد رو مینویسم تا بعدا صادقانه بشینم تحلیلشون کنم. بدون دروغ و

    پیش فرض. الان تو اوج پراکندگی و ابهام ذهنی ام. حس میکنم خیلی چیزا رو قاطی کردم.

    فکر میکنم بهتره تا به یه حداقل نتیجه ای برسم کارم رو ادامه بدم.

    قول میدم به محض فهمیدن دیگه ولش کنم. ممنونم که نگران من هستید. سعی میکنم دیگه تو تالار کمتر بیام.

    هر ثانیه که داره رد میشه عمریه بی نهایت ارزشمند که هیچ کس نمیتونه برش گردونه. آرزو میکنم برای تمام هم وطنام و خودم که ثانیه هامون رو بفهمیم و به دست باد و نا امیدی نسپریم.

    بدرود.

  2. کاربر روبرو از پست مفید شکوه تشکرکرده است .

    شیدا. (جمعه 08 اسفند 93)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.