نظر همه دوستان را خوندم --- جالبه !!!
هر کس نظری داره یکی میگه بگو - یکی میگه نگو -- یکی میگه ببخش
یکی میگه قضاوت نکن --- یکی میگه بیخیال شو --- یکی میگه خط ت را خاموش کن
و ...
هر کس نظری داره ....
فعلا که خوشبختانه خبری نیست !!!
و من فکر میکنم با طرف حبت کرده که این چه کاری یه میخواید بکنید
و طرف هم بیخیال شده --- البته شاید ....!!!
==========================================
راستش قصه ما قصه عادی نیست !!!
داستان ، داستان مرام ....
داستان الان وقت شه تلافی کنی ، یه ....
داستان اون دختری که بعنوان همسر بنده برای مدت 1 ماه عقد بنده
بود را که حتما یادتون
میتونید از این تایپیک بخونید .....
=======================================
همانطور که می بیند در پست اول این تایپیک نوشتم
(( من از یک منبعی خبر دار شدم و به سراغ اون مرد رفتم .... ))می دونید اون منبع کی بود ؟؟؟
اون منبع همسر اول م بود .................
جالبه نه ... !!!
داستان زندگی من مثل یک فیلم نامه میمونه
عین دانه های یک زنجیر بهم وصل شده
باور کنید گاهی اوقات با خودم میگم بشینم همه سرگذشت زندگی ما بنویسم
و برم با یه کارگردان صحبت کنم و فیلم زندگی ما بسازم
======================================
داستان این که چگونه همسر سابق م از صیغه ای بودن این خانم
با خبر شد خیلی جالبه -- اگه دوست داشتید بگید تا براتون تعریف کنم !!!!
======================================
فکر کنم ته تهش ....
پیش خودش میگه من یه جون بهش بدهکارم ....
و حالا ایشون توقع داره همینطور که بنده را از صیغه ای بودن این دختر
آگاه کرد و من از دام این شیاد نجات داد
منم مرام و معرفت بخرج بدم و سکوت کنم ......
اون تمام این مدت این تیپ کارهای انسانی را انجام داده برای رسیدن به
چنین روزی .....
و حالا من بر سر دوراهی
>>>> باید تلافی کنم و مرام و معرفت بخرج بدم ؟؟؟
یا
>>>> دروغ بگم ----- اگه دروغ بگم - گناه اون پسر چیه ؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)