در مورد دانشگاهش که فقط دو ترم دیگه داره که لیسانسشو بگیره
اون قولیم که داده بود الان انجامش داده و تموم شد مشکل و ترس من اینه که چرا الان که شرایط تقریبا خوبه اون اتفاقات چند ماه پیشو فراموش نکرده .میتونست دیگه اون قضیه رو فراموش کنه و فقط به من دلگرمی بده تا عروسی کنیم نمیدونم نکنه ازم سرد شده یا اینکه نمیدونه چطوری باید برخورد کنه شایدم از غرور و کینه ای بودنشه
- - - Updated - - -
قبل عقدمون خیلی بهم دلگرمی میداد تو جلسات مشاوره که چند ماه پیش رفتیم به مشاور گفت چون میخواستم به دستش بیارم قول دادم
- - - Updated - - -
من تاحالا چند بار بهش گفتم بشین خواسته هایی که ازم داری رو بنویس بده بهم ولی میگه خودت باید بفهمی چطوری باید با شوهرت برخورد کنی من خودم خواسته هامو براش نوشتم شاید 14 مورد بود که از بین اونا 2.3تاشو انجام داد الان که در دوران عقدیم به جای دلگرمی دادن بعضی وقتا میگه اینا عیب های منه اگه نمیتونی کنار بیای فکراتو بکن ولی قبل عقد همش اصرار میکرد که تو قبول کن قول میدم اونی بشم که تو میخوای ولی حالا چی انگار نه انگار که دوستم داره تا حالا نه من زنگ زدم نه اون حتی پیامم ندادیم به هم البته اون انقدر غرق کاره که فکر کنم دیگه براش وقتی نمیمونه به من فکر کنه








علاقه مندی ها (Bookmarks)