سلام loveless ، هم لطف کردید که به اینجا سر زدید و هم حرفا ی خوبی زدین
اومدم روی حرفای شما فکر کنم ،بعد از مدت ها به نتیجه خوبی رسیدم من به خاطر یک سری جریانات که نمیخوام اصلا بیانشون کنم،عزت نفس و اعتماد به نفسم کم شده ، و مهم ترین چیزی که باید روش کارکنم همین عزت نفسه و اعتماد به نفسه اینکه اول یک سال و نیم هیچ کاری نکردم و بعد رفتم سراغ ترجمه و اون رو هم بعد از دوماه به خاطر دیدن یک رقیب سخت ترک کردم همش عدم اعتماد به نفسه ، چندین سال خودم و بقیه عزت نفسمو له کردیم حالا هم دور وبری هام نظر پایینی نسبت بهم دارن ،درحالیکه واقعا پایین نیستم و خیال خودم و گمان خودم پایین نیست از خودم ،اما عملم کم و ضعیفه. یکسالی که برای پایان نامه گیر کرده بودم -در واقع گیر نکرده بودم خودمو گم کرده بودم و هیچ کاری نمی کردم همین پایین بودن عزت نفسم شاید یکی از دلیلاش به خاطر ضعف عملم و کوشایی بود--روزی که دفاع کردم، حس عجیبی داشتم و فهمیدم چقدر خودمو پایین میگیرفتم در حالیکه خیلی قوی تر از اونم، البته باز الان این دوساله همون حال قبلم البته یکم بهتر هستم.پس اگه بخوام فعلا خلاصه کنم مشکلام اینا میشه
اول: باید عزت نفس و اعتماد به خودمو برگردونم ،این خیلی خیلی مهم و حیاتیه کاش راه ساده ای بود براش
دوم: تنبلی و ضعف عمل و کسل و خواب الوده بودن
سوم: مشکلی دیگه ای که هست با وجود اینکه خیلی دیر پا نمیشم صبح ها ولی انگار صبح تا شبم کلش یکساعته و دوباره میبینم فردا همین ساعت شده بدون اینکه کاری کرده باشم( دوران دانشجویی بر عکس بودم فکر میکردم یه عالمه وقت دارم ولی کاری نمیکنم)
عزت نفس نابود شده رو ضمن اینکه خانواده هم هر روز با اعمالشون پایینت میارن ،چه جوری میشه بالا اورد . کار کردن اعتماد به نفس رو بالا میاره ،ولی اگه هدف اصلی من فعلا کار نباشه و مثلا ادامه دادن تحصیل باشه ،چطوری اعتماد به نفسمو دوباره بدست بیارم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)