سلام سپیده جان
خوبی؟
شما جای خواهر کوچک من هستی و لطفا تجربه منو در نظر بگیر.....
به این جور مسائل اهمیت نده! خواهش می کنم اهمیت نده!
ببین من تجربه ام را در اختیارت می ذارم. تو را خدا بقیه دخترها هم تجربه منو در نظر بگیرن....
ببین خیلی برای من خواستگار اومد...... هیچ کدام نشد... البته شاید تفاوت من و تو این بوده باشه که برای من این طور نبوده که یه جلسه ای بوده باشه.که ای کاش برای منم اینگونه بود...
واقعا از ته دلم می گم ای کاش همه خواستگارام همون جلسه اول معلوم می شد....
ولی برای من این جور نشد...
واقعا عمدی نبود ولی من خیلی از خواستگارانم را چند جلسه گذروندم. چند تا از خواستگارانم هم بیشتر...
الان همه شاید بیان روی من این قضاوت را بکنند که مشکل از من بوده.من سخت پسند بودم... به خدا نه.... واقعا نمی شد. یعنی واقعا تو پروسه های آشنایی من موارد مهمی معلوم می شد که نمی شد ازدواج کرد. گاهی به هم می خورد اما نه این که فکر کنی جواب منفی خالی.. نه... همراه با دل شکستن زیاد...
این قدری این پروسه برای من تکرار شد که حالت آلرژی شدید بهم دست داد. الان 3 ماهه با اینکه مورد بوده ولی راه ندادم. چون واقعا کشش ندارم...
حالا من مسائلی دارم که موضوع منو خیلی پیچیده می کنه و انتخاب من را سخت تر...
ببین من الان که پشت سرم نگاه می کنم یه حسرت بزرگ می خورم!!!
می دونی اون حسرت چیه؟
حسرتم اینه چرا بی خودی برای هر خواستگار وقت گذاشتم....
من خیلی آسیب دیدم... خیلی زیاد... اشتباه من را تکرار نکن!
وقتی به گذشته ام نگاه می کنم می بینم اگر اون وقتی که برا فکر کردن رو خواستگارام گذاشته بودم همون انرژیم را روی چیزهای دیگری گذاشته بودم مطمئنا الان به جاهای خیلی خیلی خوبی رسیده بودم...
اگر یکم می تونستم بی اهمیتی کنم الان به چیزهای مهمتری رسیده بودم.
سپیده جان شما 21 سالته و مطمئن باش الان سنت دیر نیست ولی اگر بخوای به چیزهای بی اهمیت فکر کنی بی خودی فقط خودت را اذیت می کنی...
خدا را شکر کن که هیچ کدوم جلو نیومدن... من قبل هرخواستگاری واقعا از ته دلم از خدا می خواستم اگر صلاح نیست طرف مقابلم همون جلسه اول نخواد یا اصلا همون پای تلفن کنسل شه همه چی.......
ولی برای من این جوری نشده. یعنی مواردی که وقت گذاشتم روشون باعث استهلاک من شده....
اگر دوست داشی البته می تونی تو پستهای بعد یکی دو نمونه از خواستگاری هایت را توضیح بدی که اگر اشکالی داری رفع کنی....
ولی اگر اشکال از تو نیست اصلا حساس نشو! وقتت را هدر نده! رو اهدافت خوب فکر کن.مثلا درس های دانشگاهت را با انگیزه بخوان که بعدا همش حسرت نخوری.
قسمتت خودش پیداش میشه... مهم اینه تو این وسط الکی اشتباه نکرده باشی ...
رویاهات را هم در ازدواج نبین. رویاهات را در خودت ببین عزیزم. چون تو خودت باعث میشی مساله ازدواج تو را به رویاهات برسونه یا ازش دور کنه.....
که اگر بی خودی(مثل زمان قدیم من) به این مسائل پیش پا افتاده اهمیت بدی مطمئن باش از رویاهات دور می شی (مثل من که دور شدم. درحالی که اگر طرز فکر الانم را داشتم الان به بعضی از رویاهام رسیده بودم)
موفق باشی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)