عاجز شدم.
باید نزدیک درمانگاه محل کارم خونه بگیرم.الان تعطیلات.خونه تا پیدا کنم طول میکشه....تو خونه احساس عدم امنیت دارم.به دختر مجرد هتل نمیدن.تا کی خونه دوستم بمونم؟
برم خونه نزارن بیام بیرون....اجازه کار تزم بگیدم.یعنی انقدر دیوونن که این کار بکنند.کی میتونم خوب و عادی زندگی کنم اخه...دیگه چی کار کنم مینوش.
والا دوست پسر به خانواده من شرف داره.به خدا تا الان انقدر که تو خونه اذیت شدم کس دیگه اذیتم نکرده.با بقیه کار ندارم.کلا با فلسفه دوستی کار ندارم.اینکه میگن بد لختم چون با دو نفرم بودم و کات کردم.....تو بچگی فکر میکردم یکی پیدا کنم من بگیر و نجات پیوا کنم.نشد!اما بازم بهتر از اینا بودن.من 24 ساعت خونم.درس دارم.کار دارم....به من چه مرتیکه مست میکنه.تاوانش من چرا باید پس بدم.مینوش حسابم خالیه.دارم قسط میدم چطور برم یه دفعه مستقل بشم؟
جفت دستام ضرب دیده.چشمم کبوده.مگه چی کردم؟؟؟؟؟مگه چی شده؟؟؟حق ندارن با من این طور کنند.
وای مینوش.وای بچه ها.من یه دختر 27 سالم.درس خوندم کار میکنم درامد دارم اما این زندگیم!پس خوشبختی چطور به دست میاد؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)