من چطور به جدایی فکر نکنم وقتی هر روز دارم دعوا و درگیری و تحمل میکنم اول پیش خودم میگم اوکی باهم حرف نمیزنیم خوب دعوا هم نمیشه بعد می بینم میاد سروقتم میگه چیه ارث ننه باباتو طلب کاری منم میگم ول کن حرف نزنیم بهتره اونم شروع میکنه به همه اجداد من فحش میده ایشون تو اجتماع وجهه خوبی داره اما تاحالا بیش از 10 بار ازش کتک خوردم درباره استقلال مالی باید همونطر که گفتم من خرج خودم رو از پس اندازم میدادم که برای زندگی تنها الان کافی نیست حالا میخوام برم دوبارهرسر کار اما تا چند ما نمی تونم حالا تا کارامو درست کنم به نظر شما چطور کاری کنم که حداقل زندگی بهم اینجوری نگذره که هر روز دعوا کنه باهام. شوهرم منو محدود نکرده اما اگه بیاد خونه و من بدون اطلاعش جایی رفته باشم دعوا درست میکنه اگرم قبل رفتنم بگم میخوام برم فلان جا میگه نمیخواد تو 90% مواقع از یک طرف هم من ترجیحم این بود که طلاق نگیرم اما حالا میبینم واقعا نمیشه اما طلاق رو نمیخوام همینجوری برم وسط ماجرا یا با دعوا باشه حوصله این کارا رو ندارم میخوام با موقعیت منطقی و توافقی باشه. اون میگه بریم طلاق بگیریم اما من مطمئنم اولین کاری که میکنه زنگ میزنه به مادرم حرفهای زشت میزنه چون قبلا وقتی دعوامون شده این کار رو کرده و همین باعث شد که با مادرم قطع رابطه کنه منم جلوی اون به مادرم زنگ نمیزنم. مشکل من یکی دوتا نیست
- - - Updated - - -
من چطور به جدایی فکر نکنم وقتی هر روز دارم دعوا و درگیری و تحمل میکنم اول پیش خودم میگم اوکی باهم حرف نمیزنیم خوب دعوا هم نمیشه بعد می بینم میاد سروقتم میگه چیه ارث ننه باباتو طلب کاری منم میگم ول کن حرف نزنیم بهتره اونم شروع میکنه به همه اجداد من فحش میده ایشون تو اجتماع وجهه خوبی داره اما تاحالا بیش از 10 بار ازش کتک خوردم درباره استقلال مالی باید همونطر که گفتم من خرج خودم رو از پس اندازم میدادم که برای زندگی تنها الان کافی نیست حالا میخوام برم دوبارهرسر کار اما تا چند ما نمی تونم حالا تا کارامو درست کنم به نظر شما چطور کاری کنم که حداقل زندگی بهم اینجوری نگذره که هر روز دعوا کنه باهام. شوهرم منو محدود نکرده اما اگه بیاد خونه و من بدون اطلاعش جایی رفته باشم دعوا درست میکنه اگرم قبل رفتنم بگم میخوام برم فلان جا میگه نمیخواد تو 90% مواقع از یک طرف هم من ترجیحم این بود که طلاق نگیرم اما حالا میبینم واقعا نمیشه اما طلاق رو نمیخوام همینجوری برم وسط ماجرا یا با دعوا باشه حوصله این کارا رو ندارم میخوام با موقعیت منطقی و توافقی باشه. اون میگه بریم طلاق بگیریم اما من مطمئنم اولین کاری که میکنه زنگ میزنه به مادرم حرفهای زشت میزنه چون قبلا وقتی دعوامون شده این کار رو کرده و همین باعث شد که با مادرم قطع رابطه کنه منم جلوی اون به مادرم زنگ نمیزنم. مشکل من یکی دوتا نیست![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)