سلام عروس خانم
از صمیم دل ازدواجتون را بهتون تبریک می گم و امیدوارم در کنار همسرت روزهای بسیار خوبی را در پیش داشته باشی.
ابتدا از نکات باارزشی که واحد گرامی گفتند خیلی تشکر می کنم. واقعا خیلی به نکات ظریفی اشاره کردند.
من راستش در این جور موارد نظرم شاید خیلی مهم نباشه ولی نظر شخصیم را می گم گفتم شاید بهتر باشه از این زاویه هم به موضوعت نگاه کنی.
به نظر من اختلاف فرهنگی که همیشه هست. خدا را شکر با خود همسرت اختلافی نداری و فقط با خانواده همسرت داری... این خوبه چون تاثیر این اختلاف باز هم محدودتر میشه.
خیلی سخت میشه آدم یکی را پیدا کنه که اختلاف فرهنگی اصلا نباشه. من خودم به شخصه که با پدر و مادرم اختلاف فرهنگی دارم!!! :d دیگه معلومه وقتی آدم با پدر و مادر خودش اختلاف سلیقه یا نظر داشته باشه با پدر و مادر یکی دیگه این احتمال چقدر بیشتر میشه!!!
حالا برای شما هم اینجور نمود پیدا کرده و باید باهاش برخورد درست بشه.
ببین این شب فقط یک شبه ولی مواظب باش تاثیرش را برای بقیه شب های عمرت نمونه.
اولین برخوردها همیشه خیلی مهم هستند.خیلی... حتی می تونه استارت بقیه برخورد ها و نگرش ها را بزنه.در حدی که بعدا با صد تا برخورد بهتر اثر برخورد اول نره!
من اصلا به درستی حرف کدوم طرف کار ندارم.چون چیزی که روی زندگیت اثر می ذاره مسلما خود مساله آهنگ نیست! و گاهی آدم مجبور میشه به خاطر مسائل مهم تر تو زندگیش بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنه.
درک می کنم که تو فرهنگ ما مراسم عروسی برای دخترها خیلی نقش پررنگ داره. ولی مهم کردن خود این مراسم در حدی که ما تو کشورمون شاهدیم گاهی باعث میشه به جای شادی اختلاف و کدورت ایجاد کنه.
الان چقدر از جوانان عروسیشون فقط به خاطر هزینه مراسم عروسی عقب میفته یا چقدر جوانان اصلا به خاطر این مساله ازدواج نمی کنند حتی!!!
از اغلب افراد بپرسی که این مراسم را چه حسی داشتید و بیشتر اون شب نگران بودید یا خوشحال؟ بهتون جواب می دن اون شب ما همش نگران بودیم و کلی استرس داشتیم!
شب عروسی که باید آدم شاد باشه به خاطر حرف مردم (!) نگران بودند!
خب چه ارزشی داره واقعا؟
بعد هم این همه نگرانی کشیده میشه بالاخره از توش حرف درمیاد.باور کن خیلی هم فرق نداره که مراسم را چه طور بگیری!با آهنگ یا بی آهنگ .هر کاری کنید حرف درمیاد... از اینکه شام خوب نبود یا بود و...
بعد از یک هفته دیگه اگر خبری از این مردم باشه! دیگه این شمایید و این هم مادرشوهر و خواهر شوهر گرامی شما! و این هم یک عمر زندگی....
همون مردم دیگه نیستند که ببینند به خاطر یه شب شام عروسی شما که بهشون خوش بگذره شما چه تاثیراتی متحمل شدید!!! چقدر حرص خوردید.
اصلا ازشون بپرسی تو اون شب شام چی خوردند مگه یادشون مونده؟ ازشون بپرسید کدوم آهنگ گذاشته شده بود مگه یادشونه؟ اصلا ممکنه مراسم عروسی شما را با مراسم یکی دیگه هم قاطی کنند حتی!
می دونی چی می خوام بگم؟ می خوام بگم به خاطر یه چیزی که اصلا تو ذهن هیچ کی هم نمی مونه و یک شبه الکی این قدر خودت را اذیت نکن! شادیت را به هم نزن!
ببین تو می خوای یه مراسم جدا برای این مردم بگیری که برقصند؟ همین؟ این همه هم هزینه بشه؟ برای یه شب که اصلا یادشون هم می ره و هرکی می ره پی زندگی خودش؟
ببین اون شب فقط مهم خودت و همسرتی... بذار بقیه هر جور دوست داشتند رفتار کنند! مهم اینه فقط به تو و همسرت خوش بگذره و آدم می تونه حتی از چیزهای کوچیک هم خاطرات قشنگ بسازه به شرط اینکه قشنگ ببینه و روی بعضی مسائل غیر مهم فوکوس نکنه..... خانواده ها هرجور دلشون خواست مراسم بگیرند...
اگر مادرشوهرتون بتوانند یک مجلس گرم کن حرفه ای و طناز پیدا کنه که خیلی خوب میشه.(چون من دیدم و خیلی هم تو اون مجلس به من خوش گذشت از بس خندیدیم)ولی نبود هم نبود ...
اگر بتونی یکمی از مراسم بالاتر را ببنی کمتر اذیت میشی...
من حتی تو همین سایت دیدم خانمهایی که کلا می خواستند عروسی نگیرند! یعنی این قدر براشون این مراسم بی اهمیت بوده و یه چیزای دیگه براشون مهم تر بوده.
حالا اینم درست نیست ولی می خوام بگم همه چیز به زاویه دید خودت بستگی داره!
می تونی این شب را برای خودت قشنگ ببینی و به نکات مثبتش نگاه کنی می تونی هم نه و نیمه خالی لیوان را ببینی...
فقط نظر شخصی خودمو گفتم.
برای شما آرزوی خوشبختی می کنم. امیدوارم این روز آغاز گر روزهای بسیار خوب برای شما و همسرت باشه![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)