
نوشته اصلی توسط
-_mehran_-
سلام واقعا از اين که وقت گذاشتين ممنونم
در مورد عشق نظر شما کاملا درسته چون الان واقعا از پسره متنفره
خودش الان يجورايي ارتباطش رو با خانوداه پسره قطع کرده ولي نميتونه خانواده رو مجبور به اين کارکنه
بايد بگم که دختر منظقيه هست اما ايشون از بچگي اين پسر رو ميشناسه ميدونسته اهل چه چيزايي هست و نيست
اما وقتي پسره بهش پيشنهاد دوستي داده و اونم قبول کرده فهميده اين پسر اونجوري نيست که همه در خانواده ميشناسنش و خيلي خيلي متفاوته
من ميدونم که کارش واقعا اشتباه بوده و من همچين چيزي رو نميپذيرم اما بدون احساسات که باهاش صحبت ميکنم واقعا پشيمونه
در مورد يکي از دوستان که پرسيده بودن که گفتن اين مسعله از روي صداقت بوده يا ترس بايد بگم مطمعنم که از روي صداقت بوده.
بايد بگم که از نوشته هاي من اين رو برداشت نکنيد که کار خوبي انجام داده و يا من توهيني به جامعه بکنم بلکه هر چيزي ک فهميدم و ميدونم رو ميگم تا شايد راهنمايي درستي صورت بگيره
بازم تشکر ميکنم از دوستان به خاطر راهنمايي
علاقه مندی ها (Bookmarks)