سحر.. سحر...تاپیکت رو که خوندم لبخند تلخی نشست روی لبهام۰ گذشته تو، الان من هست۰ من حاضرم هر کاری کنم که الان جای تو باشم۰
میدونی مشکل تو چیه؟ خیلی خیلی به دیگران٬ به مردم اهمیت میدی٬ خیلی وابسته به تایید دیگران هستی و حتی متاسفانه خیلی از دیگران توقع داری؛ و از همه بدتر اینکه تمام این خصوصیاتی که اسم بردم٬ هم در تاپیک چند سال قبلت مشهود هست و هم تاپیک جدیدت۰
تو دختر عاقلی هستی، تک تک جملاتت رو عمیقا درک میکنم، اما چرا؟ بعد از تمام سختی ها و دردهایی که کشیدی، که مطمینا خیلی خیلی بزرگتر و عاقل تر و پخته تر کرده تو رو، چطور هنوز دل مشغول این داستان ها هستی؟ میدونی الان باید با استقلال و ازادی و جوونی و تجربه ای که داری، چه زندگی زیبایی برای خودت بسازی؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)