سلام
منظورتون از دختری که دوستش داشتین ،مورد اخیر خواستگاریت که نبوده ،درسته؟
همونی هست که یکی دو سال پیش واسش تاپیک زدید و ظاهرا پرونده اش واستون بسته شده بود.
خب مگه قرار بود که ازدواج نکنن؟؟ یعنی خیلی دور از انتظار بود که یه دخترخانم در سن ازدواج،ازدواج کنه؟
می بینی که اصلا اتفاق خاصی نیفتاده ! ایشونم مثل بقیه مردم واسه زندگیش تصمیم گرفته ، و شما هم مثل بقیه خواستگاراشون (اگه خواستگاری رفته باشین) جواب منفی گرفتین
هیچکدوم از اینها موضوع خیلی ناراحت کننده ای نیست که شما رو اینقدر به هم بریزه ،البته درصورتیکه این موضوع قبلا واست حل شده باشه!
اگرم حل نشده، پس چطور تونستی به ازدواج با دختر دیگری فکر کنه؟؟؟؟
نمیخوام سرزنشت کنم، ولی تویی که الان از حسرت به دل موندن صحبت میکنی،فکر کن الان همین دختری که به تازگی خواستگارش بودی،نامزدت بود، آیا به نظر خودت در حقش ظلم نکرده بودی؟؟
اصلا از کجا خبر این دخترخانم رو داری؟؟ اتفاقی به گوشت رسیده یا هنوز پیگیرش بودی؟
من ناراحتیتو درک میکنم،ولی باید بگم حق زیادی بهت نمیدم... چون همه ما فکر میکردیم تو اون رو فراموش کردی و اون قضیه واست کاملا حل شده،که به فکر ازدواج هستی
صابر نزار ذهنت از خانمی که تا به حال 1روز هم باهاش زندگی نکردی،یه بت بسازه. اونم با همه توانمندی هاش از همسر آینده تو سرتر نیست!
و در ضمن منم متوجه نشدم این قضیه ارتباطش با پدر مادرت چی بود! ولی میدونم دختر یا پسری که قراره وارد خانواده شما بشه باید اونقدر شما واسش ارزشمند باشید که به مسائل خانوادگیتون کمتر اهمیت بده (منظورم بعد ازدواج هست) . و هر دختر موفقی تو درس و تحصیل ،تو زندگی زناشوییش هم موفق نیست
به قول خودت نذار تلاش 2 ساله ات به باد بره، موفق باشی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)