سلام
مریم جان من همه حرفهای شما رو گوش دادم.ولی با شرایطی که دارم این تصمیم رو به دو مهم دلیل گرفتم.
1- مهمترینش مادرم هست. مادرم یک بیماری بسیار سختی داره که استرس سیستم ایمنی بدنش را از بین برده. من تو این همه سال به خاطر دعواهای زیادی که با شوهرم داشتم و متاسفانه به دلیل نااگاهی مدام اونو به خانودام منتقل کردم، باعث بدتر شدن بیماریش شدم. دکترش بهمون تکر داده که دیگه به هیچ عنوان نباید شرایط استرس زا را تحمل کنه. من راضی هستم که خودم شرایط سختی داشته باشم اما بیماری ادرم از اینی که هست بدتر نشه. حداقل تا زمانی که میدونم مادرم حال روحی مناسبی نداره نمیخوام به خاطر من اذیت بشه.
2- شرایط کاری من طوری هست که من باید تهران باشم و چون تو این شهر کسی رو ندارم، ترجیح میدم حداقل یکی به صورت صوری اسمش روم باشه. چون من قصد ازدواج دیگه ندارم. و ازین به بعد هم نمیخوام با شوهرم اصلا کاری داشته باشم. میخوام مثل یه همخونه باشم براش همین. فکر میکنم اون هم بدش نیاد که بتونه به رفیق بازیهایی که داره برسه.
البته باز هم فکر میکنم تا دقیق ببینم چه کاری باید بکنم اما چیزی که از همه برام مهمتره مادرم هست و بیماریش
مسئله مهمتری که الان هست اینه که شوهرم اومد شرایطش رو برای ادامه زندگی گفت. من هم با کمال ارامش گوش دادم بهش گفتم فکر میکنم و نتیجه رو بهت میگم.
اما اصلا ازش خوشم نمیاد. تا این حد که چندشم میشه نگاهش کنم. تو این 10 روز فقط دیشب یکبار به صورتش نگاه کردم. حس میکنم ازش نفرت دارم.
اما شرایطی که گفت 3 تا بود.
1- من نباید حقوق خودمو وارد زندگیش کنم. البته تا حالا که اینطور نبوده. نمیدونم داره شعار میده یا نه. به شرطی میذاره کار کنم که وظایف زناشویی انجام بشه. و ر صورت بچه دار شدن تا 5 سالگی بچه حق کار کردن ندارم.
به نظر من که این به نوعی یعنی حق کار کردن نداری. چون من در حال حاضر دانشجوی ترم اخر دکترا در رشته فنی در یکی از بهترین دانشگاه های ایران هستم و بعد از پایان تحصیل اگه به امید خدا هیئت علمی دانشگاهی بشم به هیچ عنوان 5 سال مرخصی برای زایمان داده نمیشه و به نظرم ایشون یه جورایی غیر مستقیم میگه حق نداری کار کنی.
2-روابط غیر متعارف که با دوستهای اقا و خانمش قبل ازدواج داشته رو ادامه میده. پارتی و ... و اگه من رفتم حق ندارم اخم تخم کنم و اگه هم نرم خودش تنها میره
این شرطش منو حسابی میسوزونه و بهم ثابت میکنه یه ادم بی بند و بار، هوس باز و لاابلی در کنارم هست که شاید به دلیل عقده های خانوداه مذهبی که داشته به این راه کشیده شده.
قبل ازدواج ما با این شرط ازدواج کردیم که پارتی تعطیل ولی مهمونیهای معمولی رو که خانمها حجاب ندارن میام و به قولم هم تا حدود زیادی عمل کردم.
این خط قرمز شوهرم خط قرمز من از طرف مقابل هم هست و یکی از شرطهای من برای ادامه زندگی این هست که رابطش با خانمها باید کاملا کنترل شده باشه اما اون میخواد ازاد باشه
من نمیتونم چنین چیزی رو قبول کنم.
3- دخالت در رابطه اون و خانوادش هست
من این شرط رو اصلا شرط نمیدونم بلکه وظیفم میدونم که عمل کنم و حرفی هم روش ندارم.
اما الان چند تا چیز مطرحه برام. یکی اینکه من اصلا اصلا شرط دومش را نخواهم پذیرفت که با توجه به سابقه خیانت ایشون به نظرم احتمالش زیاده دنبال زنهای دیگه بره. از طرفی گفته اگه شرطهام رو ققبول نکنی به خانواده ها میگم بیان که تموم کنیم و احتمالا به اونها میگه که من قبول نمیکنم ادامه زندگی رو. اما من میخوام اگه قراره طلاقی باشه از سمت اون باشه که من حق و حقوقم را بگیرم و بیچارش کنم.
راستی من هم شرطهایی برای ادامه ززندگی باهاش دارم به شما میگم اگه کمکم کنید ممنون میشم.
-خیانت حتی در سطح فکر کردن و کنترل رابطه اش با خانمها
- نبودن دروغ و پنهانکاری در هیچ کدام از ابعاد زندگی
- گرفتن حقوق ثابت ماهیانه برای خرج خودم
-عدم ترجیح دادن نظرات خانمهای دیگه به نظر من (که ماشالا همه رو میبینه به جز زنش تو مجالس مختلف)
یه مسئله دیگه هم اینه که شرطهاش رو نوشته بود نمیدونم میخواد مثلا محضری کنه امضا بگیره اصلا نمیدونم چیکار میخواد بکنه. منم راستش خیلی نمیدونم چی درست هست و چی غلط. مدام اس میده که اینها خط قرمز من هستن و ... . البته منم جوابش رو نمیدم
دوستان عزیز و به ویژه مریم 123 ممنون میشم که مثل قبل کمکم کنید.
من بیصبرانه منتظر راهنماییهای شما هستم








علاقه مندی ها (Bookmarks)