به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 99

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 آذر 01 [ 11:57]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    9,758
    سطح
    66
    Points: 9,758, Level: 66
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    20

    تشکرشده 104 در 58 پست

    Rep Power
    33
    Array
    کاربر محترم sahar67 و همه دوستانی که راهنماییم می کنید. من دلم به راهنمایی شما خوشه تا خدایی نکرده اشتباهی مرتکب نشم که اوضاع بدتر بشه.

    ممنون از راهنمایتون. تو این مدت از هر دری که بگید وارد شدم. ولی فایده نداره. همش حرف خودش رو می زنه. چند بار تو خواب خواستم بهش نزدیک بشم که خودش رو کنار کشید و یک بار هم می خاستم بوسش کنم از اتاق رفت بیرون. بار دوم هم در رو روی من قفل کرد. منم برای اینکه حرمت ها حفظ بشه چند روزیه سمتش نمی رم. الانم توی اتاق دیگه می خوابه و منم می رم تو اتاق همیشگی.

    مشاور هم گفت به زور بهش نزدیک شو و بغلش کن. چند بار این کار رو کردم ولی نتیجه نگرفتم. حالا نمی دونم چه کار کنم. اگه بغل کنم پرخاش می کنه و در رو قفل می کنه. اگر هم نزدیکش نشم بعدا می گه تو حسی نداری و متهم می کنه چرا از فرصت استفاده نکردی. به خدا کلافه ام چه رفتاری باهاش داشته باشم.
    من بهش می گم تکلیف من رو مشخص کن چه رفتاری باهات داشته باشم. من واقعا موندم باهات چه رفتاری کنم. می گه قبلا من می خواستم زندگیمون رو تو نمی خواستی. الان من نمی خوام تو می خوای. میگه فقط طلاق می خوام منم گفتم من اقدامی واسه طلاق نمی کنم و اگه می خوای اذیتم کنی و مهریه بگیری و طلاق، باید خودت اقدام کنی من چیزی رو شروع نمی کنم. گفتم اگه با زندانی کردن من و گرفتن کار و اموالم خوشحال می شی، این کار رو بکن تا من از خوشحالی تو خوشحال بشم. دیگه چیزی نگفت. گفت خودت این طوری می خوای من که می گم توافقی جدا شیم. منم گفتم طلاق توافقی باید با توافق دو طرف باشه نه اینکه بهم زورکی تحمیل کنی. من الان نمی تونم به جدایی فکر کنم ولی هر تصمیمی بگیری بهش احترام می زارم.
    1- الان بعضی موقع ها که شام درست نمی کنه من درست می کنم و میاد می خوره. وقتی هم شام درست می کنه، بهم با احترام نمی گه بیا سر سفره و و می گه "اگه شام می خوری بیا". به نظرتون تو این مواقع چه کار کنم؟
    2-دیروز عصرکار بودم و شیفت عصرم بود تو شرکت. از سر کار رفتم خونه دیدم نیست. بعد از 2 ساعت اومد خونه و گفتم حداقل بگو داری می ری بیرون. گفت به خودم ربط داره. منم سر به سرش نذاشتم و بعدش گفتم حداقل احترام ها رو حفظ کن. گفتم من که هرجا خواستی بری نگفتم نرو ولی در شخصیت تو نیست این کا رو بکنی. گفته رفتم دنبال کارای مهریه و طلاق. منم گفتم کار یندارم کجا بودی و هر تصمیمی بگیری بهش احترام می زارم فقط حرمت ها رو حفظ کن. به نظرتون خوب جواب دادم یا اشتبها کردم؟
    3-من سعی می کنم اوضاع را آروم کنم ولی اون همش موج منفی ایجاد می کنه. وقتی می رسم خونه همش با تلفن با خانوادش صحبت می کنه. به نظرتون تو این جور مواقع چه کار کنم؟
    4-الان دو روزیه که زیاد باهاش حرف نمی زنم. فقط سلام می دم. چند کلمه باهاش حرف می زنم و اگه بگه بیا شام بخور منم می رم می خورم. خونه رو هم مرتب نمی کنه و ظرفا رو نمی شوره ، من این کارها رو انجام میدم . به نظرتون بازم انجام بدم؟ می خوام بدونه که وابستش نیستم. بهش گفتم من وابستت نیستم ولی دل بستتم.
    5-به نظرتون خودم رو بهش وابسته نشون بدم یا نه. می ترسم خودم رو وابسته نشون بدم، نتونه بهم اعتماد کنه و از طرفی وابسته نشون ندم، می گه به من نیازی نداره و خودش کاراشو انجام می ده.

    6-من فکر می کنم یکی از اشتباهاتم این بوده که تو این چند سال خیلی منطقی با مسائل برخورد کردم و اون خیالش از رفتارهای من راحته که اشتباه نمی کنم. اون می دونه من اهل فکر کردن و مشورت و منطق هستم و شاید به خودش اجازه می ده هر کاری بکنه و پرخاش کنه و خیالش هم راحته که من کار غلطی نمی کنم. به نظرتون الان برای اینکه خیالش راحت نباشه از تصمیمات من، چه کار کنم؟ می خوام یه شوک بهش وارد کنم؟

    از دوستان می خوام نظر بدن. واقعا تو شرایط سختی قرار دارم که نمی دونم چی درسته و چی غلط. همه مشکلات رو هم توضیح دادم و چیز دیگه ای هم نیست. مشاور هم می گه مشکلات شما جدی نیست چند جلسه با خانومم صحبت کرده و همه مشکلات همین چیزایی بود که بهتون گفتم.
    ویرایش توسط tanhaye93 : دوشنبه 24 فروردین 94 در ساعت 12:08


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو ارتباط با دخترها تو اجتماع مشکلی ندارم، اما وقتی دختری رو دوست دارم برعکسه
    توسط amir800 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 آبان 95, 22:01
  2. من خیلی نقص دارم هم تو رفتارم هم تو ظاهرم نمیتونم خودمو دوست داشته باشم
    توسط پونیو در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 43
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 مرداد 93, 00:20
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 خرداد 91, 22:27

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.