به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20

Threaded View

  1. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 22 تیر 97 [ 21:02]
    تاریخ عضویت
    1394-1-22
    نوشته ها
    180
    امتیاز
    5,092
    سطح
    45
    Points: 5,092, Level: 45
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    56

    تشکرشده 91 در 64 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام مریم جان.راستش من و همسرم سر مسایل کاری زیاد با هم دعوا و بحث داشتیم.هر دفعه هم خانوادش واسطه شدند.فکر می کنم خانوادش دیگه از این همه بحث خسته شدند.برا

    همین وقتی که زنگ زدند چیزی نگفتن(البته این نظر منه مطمئن نیستم).البته با من خوب احوالپرسی کردند.در مورد اون قضیه که گفتم اس ام اس دیدم.من نمیخواستم بهشون بگم.از گریه

    های من از تو اتاق متوجه شدند.خیلی اصرار کردن منم گفتم.من اصلا دوست ندارم دعوا یا بحثمون رو چه خانواده همسرم و چه خانواده خودم بفهمن.همیشه بعد از بحث همسرم بهشون

    میگه که ما دعوامون شد.منم همیشه بهش تذکر دادم ولی گوش نمیده.سریع به پدرم زنگ میزنه جریان رو میگه.در مورد مسائل مالی،من برا همسرم وام گرفتم که ضامنش پدرمه.پدرم یه آدم

    خیلی منظمیه.منم همیشه به همسرم میگم که پول وام رو به موقع بده.چون پدرم از بینظمی خوشش نمیاد واینکه اگر بانک زنگ بزنه خیلی برا پدرم گرون تموم میشه.منم چون نمیخوام

    شوهرم از چشم پدرم نیفته مجبورم تو این مسئله دخالت کنم که پول به موقع داده بشه.هرچند که از زمان قهر ما پول رو نداده.شب دعوای ما،همسرم ساعت 12 شب با داد و عصبانیت بهم

    گفت برو لباست رو بپوش ببرمت ترمینال،بری خونتون.منم حرفی نزدم،بعد گفتم من نمیرم.بعد با زور (کتک)گفت باید بری.منم هم خیلی ازش تو اون لحظه ترسیدم و هم خیلی بهم

    برخورد،خودم از خونه اومدم بیرون.همسرم سابقه عصبانیت وحشتناکی داره.دیشب اشتباها

    تو وایبر دستم به تماس باهاش خورد ولی سریع قطع کردم.بعد یک ساعت پیام داد که چیکار داشتی.من جواب ندادم.بعد 2-3 ساعت پیام داد دختری که از خونه بره بیرون،همون بهتر که بره.

    بازم جواب ندادم.البته برا عید و روز مادر به مادرم زنگ زد و خوب صحبت کرده بود و تبریک گفت.با پدرم زیاد راحت نیست.زیاد هم دوست نداره .غرورم هم اجازه نمیده وقتی خودش منو مجبور

    به بیرون کردن کرد،من و خانوادم پاپیش بذاریم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید سحر22 تشکرکرده است .

    maryam240 (یکشنبه 21 تیر 94)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نارضایتی خانواده-بیکاری
    توسط پپسی در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: شنبه 20 تیر 94, 22:08
  2. افسردگی و بی مسئولیتی همسرم
    توسط springlife در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 09 آبان 91, 23:13
  3. اجبار برای ازدواج مجدد و نارضایتی من
    توسط gole kaghazi در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 مرداد 91, 20:41
  4. نارضایتی شوهر از خوابیدن بچه در اتاقمان
    توسط شهناز پ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 دی 86, 17:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.