شاپرک جان
همونطور که خودتم قبول داری و درک میکنی، شوهرت مرد خیلی خوب و سالمیه
من فکر میکنم اشکال در نحوه تربیت و بزرگ شدن و اختلاف طرز فکر و دیدگاهتون به مسائل هست
مثلا شوهر شما در خانواده پر رفت و آمد و شلوغ بزرگ شده و دوست داره دسته جمعی بره بیرون و اونجوری بهش بیشتر خوش میگذره ولی شما بقول خودت خواهرت 10ساله با شوهرش تنهایی میره سفر و اینجوری عادت دارید.
همه مثل هم فکر نمیکنن و علایق همه مثل هم نیست
شما نباید شوهرتون رو با شوهرای دیگه مقایسه کنید و بگید چون شوهر من فلان کار شوهر اونیکی رو نمیکنه، پس کار همسر من اشتباهه ولی کار همسر فلانی چون طبق علاقه من هست، درسته
مشکل بعدی که باید اساسی روش کار کنی اینه که در برابر هرکاری انتظار تلافی و تشکر داری
حالا ممکنه بگی نه من تشکر یا خرید کادو و اینا نمیخوام...من فقط میخوام یه ناهر بریم رستوران توی عید...یا مثلا یه پارک ساده بریم...یا مثلا فلان
اینا هرچند توقعات کوچکی هست توی ذهنت ولی به هرحال انتظاراتی هست که توی ذهنت داری مدام با خودت حمل میکنی و مثل خوره افتاده به جونت و همش ناخودآگاه بزرگ میشن و فکر میکنی که داری فداکاری میکنی و شوهرت اصلا قدر این فداکاریهات رو نمیدونه
یک روانشناسی حرف خوبی میزد:
میگفت اگه حتی فکر میکنید که بچتون بزرگ شه برمیگردید بهش میگید: من 9ماه بارداریت رو کشیدم...بهت شیر دادم...شب تا صبح بالای سرت بیداری کشیدم و تروخشکت کردم...بزرگت کردم..بهت توجه کردم...چرا قدرم نمیدونی!!!!
اصلا بچه دار نشید
وظیفه مادره که به بچش این خدمات رو بده و در قبالش هیچ توقعی از بچش نداشته باشه
هرچند بچه هم باید قدرشناس باشه و این زیباست
ولی مادر برای لذت خودش اینکارهارو باید انجام بده و حس خوبیکه اون لحظات بخاطر اینکارا بهش دست میده
عزیزم بیشتر روی خودت کار کنی تمام این مسائل حل میشه
مردها مسائل رو اونجوریکه زنها میبینند، نمیبینند
همینطور هم برعکس
یاحق








علاقه مندی ها (Bookmarks)