سلام دوست خوبم
پست هاي قبلي تو خوندم .اينكه سه روز بعد عقدت همچين جرياني پيش اومده يه فرصت بسيار بزرگ بوده كه بخاي مسئله رو حل كني كه الان به اينجا نرسه و البته هنوز هم مشكل لاينحل نيست .به نظرم اگر شوهرت واقعا پشيمونه ببخشش ..حدااقل به خاطر دخترت و به در مورد نقل مكان كردن به نظرم كارخيلي اشتباهيه ...اجازه بده اين حرف رو در مقام يك زن كه شرايطي داره كه شوهرش رو ماهانه مي بينه بهت بزنم ....ميناي قشنگم باور كن وقتي شوهرت كنارته حتي اگر با چشمات ببيني داره بهت بدي مي كنه خيلي راحت تر از اينه كه تو يه شهر ديگه شوهرت مجردي زندگي كنه و شما مجردي و هفته اي يك بار همديگر رو ببينيد اين خودش يه نقطه ي بحران زا تو زندگيتون خواهد شد ..و با وجود اينكه قبلن خيانت ديديد مطمئن باش آرامش وجوديت خيلي كمتر خواهد شد .فكر مي كنم پست من رو خونده باشيد ....يكي از مواردي كه من رو خيلي حساس كرده همين راه دور بودنه....با وجود اينكه شرايط محل كارش و اخلاقيات خودش طوريه كه قلبن به وفادار بودنش ايمان دارم.
گاهي اوقات آدم بايد تو بد و بدتر ..بد رو انتخاب كني ...شرايط رو بسنج ..ببين آزار و اذيت هاي برادرشوهرت بيشتر عذابت ميده و يا احتمال خيانت دوباره ي همسرت؟كه با وجود نبودن زن و بچه ممكنه هر مردي اين كارو انجام بده و پس شما كه اينقدر قشنگ خودتو به رخ سختي ها كشيدي و به نظرم واقعن صبر كردي و صرفا از وجود مهربان زنانه ات مايه گذاشتي اين بار يه تصميمي بگير كه ديگه گذشته تكرار نشه.در مورد اون خانم هم اگر سكوت كنيد واجازه بديد مراحل قانونيش طي بشه بهتره و شوهرتون هم آسيب همچين روابطي رو بهتر درك مي كنه.
و اينو به عنوان يه مشاور بهت مي گم ...اگر در مراحل اوليه افسردگي هستي سعي كن دارو مصرف نكني ...تلاش كن خودت رو بسازي و روح و روانت رو تعالي بدي از طريق راه هاي مختلف(ورزش كردن،درد و دل با دوستي كه مثبت انديش باشه،گذراندن اوقات بيكاري با دخترت، رابطه بيشتر با مدرسه دخترت،مطالعه كتابهاي مفيد و ....)
ببخشيد اگر زياد صحبت كردم ...ميناي نازنين![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)