سلام آونگ عزیزم
ممنونم که همراهیم میکنی مثل شیدا و آب آسمان رهام نکردی
ولی به عنوان تجربه مشابه بد نیست (با وجود تفاوتها)

این جمله رو نمی فهمم

نه از اول این رابطه خصوصی سرد وجود نداشت ولی الان 1.5 سالی هست اینطوره وقتی هم داشنگاه میره
نمیتونه مدیریت زمان و مکان کنه

دیروز میگفت مشاوره میرم ولی یک مشاور خوب توی تهران
گفتم اولا ما نمیتونیم بریم تهران فعلن همین جا شروع میکنیم

دیروز میگفت من مشکل ندارم چون تو زیاد بحث میکنی اینطوری میشی بعدم دل و دماغ نداشتم گفتم نمیام ولی میام مشوار به شرطی که تو هم قرص بخوری گفتم وقتی به من قرصی تجویز نشد چی

اون وقع چی
حس میکنم با یک پچه سه و چار ساله دارم زندگی میکنم
دیشب جاریم با لا بود ولی اینقدر قدرت نداشتم برم بهش سر بزنم
شوهرم هم دیر اومد ساعت 11 شام دادم نخورد بعد ساعت 3 نصفه شب شامشو خورده بعدم یکم غرغر

ساعت 6 هم بیدار شد بره سر کار یعنی سه ساعت خوابید

من متاسفانه از اخلاقیاتم بدم اینه که زود ناامید میشم و ته دلم خالی میشه