سلام دوست خوبم و آرزوي خوشبختي مي كنم براي شما.مطالبتون رو خوندم.مواردي كه به نظرم ميرسه اين هست كه من اگه به 13 سال پيش برميگشتم اصلا مراسم عروسيم رو توي تالار نميگرفتم حالا بماند كه شما ميخواين با خرج پدرتون بگيريد كه به نظر من درست نيست چون الان شما مشكل آهنگ رو مطرح مي كنين فردا خواه نا خواه هزار جور مورد رو مطرح مي كنيد كه ممكنه غرور شوهرتون رو بشكنين خوب اگه فكر كنين اگه عكساتون خوب نباشه مي گين همش تقصر تو بود اگه ميوه شيريني خوب نباشه مي گين تو باعثش شدي حالا تو اين بين مادرشوهرتون هم خداي نكرده بگه فلان چيز خوب نبوده كه ديگه واويلا.شما كه مي گي مراسم عقد نگرفتين خب يك مراسم عقد بگيرين توي خونه خودتون توي مراسم عقد كه ديگه آهنگ نميزارن.لباس عروس هم بپوشين.بعد به جاي خرج تالار مي تونين زمان عروسي برين ماه عسل كه خيلي هم خوبه.منم اعتقادم به اين هست كه بايد به شوهر و مادرشوهرتون احترام بزاريد همه هم مي فهمند كه بخاطر احترام اونها هست كه كوتاه اومدين.چند سال كه از اين مراسمها بگذره مطمن باش شوهرش يادش مي ميمونه كه حرفش زمين افتاده حتي ميتونه بگه خب ميخواستين مراسم نگيرين اينطوري بيشتر ناراحت ميشي.البته دوست عزيز اگه هم قبول كردي آهنگي توي مراسمتون نباشه و نظر مادرشوهرتون به قول شما اعمال بشه بايد ديگه بعدها سركوفت نزنيد به شوهرتون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)